repository

[ایالات متحده]/rɪ'pɒzɪt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/rɪ'pɑzə'tɔri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکان ذخیره‌سازی; جایی که اشیاء در آن ذخیره می‌شوند; شخصی با دانش زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

digital repository

گنجینه دیجیتال

online repository

گنجینه آنلاین

جملات نمونه

a deep repository for nuclear waste.

یک مخزن عمیق برای زباله‌های هسته‌ای

The lost manuscript was found in a repository in France.

دست‌نویس گمشده در یک مخزن در فرانسه پیدا شد.

accessible repositories of water.

مخازن آب قابل دسترس.

his mind was a rich repository of the past.

ذهن او یک مخزن غنی از گذشته بود.

She was a repository of all his secrets.

او مخزنی از تمام اسرار او بود.

The man is a repository of out-of-the-way knowledge.

آن مرد مخزنی از دانش‌های دورافتاده است.

old land deeds in the municipal archives; the studio archives, a vast repository of silent-film prints and outtakes.

اسناد مالکیت قدیمی در بایگانی‌های شهرداری؛ آرشیو استودیو، یک مخزن بزرگ از فیلم‌های بی‌صدا و صحنه‌های حذف شده.

File:Escudo de Silleda.svg.From Wikimedia Commons, the free media repository ...

فایل:Escudo de Silleda.svg.از ویکی‌مدیا کامنز، مخزن رسانه رایگان...

Supermarkets are unusual as repositories for what are called “nondurable goods,” goods that are quickly used and replenished.

سوپرمارکت‌ها غیرمعمول هستند زیرا مخازنی برای آنچه به اصطلاح "کالا‌های غیر بادوام" هستند، کالاهایی که به سرعت استفاده و جایگزین می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید