indistributable assets
داراییهای غیرقابل توزیع
indistributable income
درآمد غیرقابل توزیع
indistributable wealth
ثروت غیرقابل توزیع
indistributable resources
منابع غیرقابل توزیع
indistributable rights
حقوق غیرقابل توزیع
indistributable property
مال غیرقابل توزیع
indistributable funds
صندوقهای غیرقابل توزیع
indistributable shares
سهام غیرقابل توزیع
indistributable dividends
سهام سود غیرقابل توزیع
indistributable benefits
مزایای غیرقابل توزیع
the resources are considered indistributable among the team members.
منابع در نظر گرفته نمیشوند که بین اعضای تیم توزیع شوند.
her time is indistributable, so she prioritizes her tasks carefully.
وقت او قابل توزیع نیست، بنابراین او وظایف خود را با دقت اولویتبندی میکند.
in this project, the budget is indistributable and must be used wisely.
در این پروژه، بودجه قابل توزیع نیست و باید به طور عاقلانه استفاده شود.
the company's assets are indistributable until the merger is complete.
داراییهای شرکت تا زمانی که ادغام تکمیل شود، قابل توزیع نیست.
indistributable wealth can lead to social inequality.
ثروت غیرقابل توزیع میتواند منجر به نابرابری اجتماعی شود.
his expertise is indistributable, making him a valuable team member.
تخصص او غیرقابل توزیع است، که او را به یک عضو ارزشمند تیم تبدیل میکند.
the information is considered indistributable for security reasons.
این اطلاعات به دلایل امنیتی غیرقابل توزیع در نظر گرفته میشود.
they argued that the land was indistributable due to its historical significance.
آنها استدلال کردند که به دلیل اهمیت تاریخی، زمین قابل توزیع نیست.
in this context, the benefits are indistributable among the participants.
در این زمینه، مزایا قابل توزیع بین شرکتکنندگان نیست.
the concept of indistributable resources challenges traditional economics.
مفهوم منابع غیرقابل توزیع، اقتصاد سنتی را به چالش میکشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید