indocility issues
مشکلات نافرمانی
indocility behavior
رفتار نافرمانی
indocility traits
ویژگیهای نافرمانی
indocility challenges
چالشهای نافرمانی
indocility responses
واکنشهای نافرمانی
indocility patterns
الگوهای نافرمانی
indocility tendencies
گرایشهای نافرمانی
indocility factors
عوامل نافرمانی
indocility problems
مشکلات نافرمانی
her indocility made it difficult for the teacher to manage the class.
بینظمی او باعث میشد مدیریت کلاس برای معلم دشوار باشد.
the horse's indocility surprised the experienced rider.
بینظمی اسب سوار با تجربه را شگفتزده کرد.
indocility in children can often be a sign of underlying issues.
بینظمی در کودکان اغلب میتواند نشانهای از مشکلات اساسی باشد.
the indocility of the dog was a challenge for its new owner.
بینظمی سگ چالش بزرگی برای صاحب جدیدش بود.
despite her indocility, she was a brilliant student.
با وجود بینظمیاش، او یک دانشآموز با استعداد بود.
his indocility often led him into trouble at work.
بینظمی او اغلب باعث میشد در محل کار دچار مشکل شود.
the indocility of the cat made it hard to train.
بینظمی گربه آموزش آن را دشوار میکرد.
indocility in teenagers can be challenging for parents.
بینظمی در نوجوانان میتواند برای والدین چالشبرانگیز باشد.
the teacher addressed the indocility of the students head-on.
معلم به طور مستقیم به بینظمی دانشآموزان رسیدگی کرد.
her indocility was evident during the group project.
بینظمی او در طول پروژه گروهی آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید