ineptnesses

[ایالات متحده]/ɪˈnɛpt.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ɪˈnɛpt.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت ناتوانی؛ کمبود مهارت یا توانایی

عبارات و ترکیب‌ها

display ineptnesses

نمایش ناکارآمدی‌ها

recognize ineptnesses

تشخیص ناکارآمدی‌ها

overcome ineptnesses

غلبه بر ناکارآمدی‌ها

address ineptnesses

رسیدگی به ناکارآمدی‌ها

mask ineptnesses

پوشاندن ناکارآمدی‌ها

expose ineptnesses

افشای ناکارآمدی‌ها

reveal ineptnesses

ظاهر کردن ناکارآمدی‌ها

accept ineptnesses

پذیرش ناکارآمدی‌ها

criticize ineptnesses

انتقاد از ناکارآمدی‌ها

understand ineptnesses

درک ناکارآمدی‌ها

جملات نمونه

his ineptnesses in handling the project were evident.

ناتوانی او در مدیریت پروژه آشکار بود.

despite her ineptnesses, she was determined to improve.

با وجود ناتوانی‌هایش، او مصمم بود که پیشرفت کند.

the team's ineptnesses led to several mistakes.

ناتوانی‌های تیم منجر به چندین اشتباه شد.

his ineptnesses in communication caused misunderstandings.

ناتوانی او در برقراری ارتباط باعث سوء تفاهم شد.

we need to address our ineptnesses to succeed.

ما باید به ناتوانی‌های خود رسیدگی کنیم تا موفق شویم.

her ineptnesses were overshadowed by her creativity.

ناتوانی‌های او تحت‌الشعاع خلاقیتش قرار گرفت.

they worked hard to overcome their ineptnesses.

آنها سخت تلاش کردند تا بر ناتوانی‌های خود غلبه کنند.

his ineptnesses in leadership were criticized by the board.

ناتوانی‌های او در رهبری توسط هیئت مدیره مورد انتقاد قرار گرفت.

the manager's ineptnesses resulted in a loss of clients.

ناتوانی‌های مدیر باعث از دست دادن مشتریان شد.

recognizing our ineptnesses is the first step to improvement.

تشخیص ناتوانی‌های ما اولین قدم برای بهبود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید