display ineptnesses
نمایش ناکارآمدیها
recognize ineptnesses
تشخیص ناکارآمدیها
overcome ineptnesses
غلبه بر ناکارآمدیها
address ineptnesses
رسیدگی به ناکارآمدیها
mask ineptnesses
پوشاندن ناکارآمدیها
expose ineptnesses
افشای ناکارآمدیها
reveal ineptnesses
ظاهر کردن ناکارآمدیها
accept ineptnesses
پذیرش ناکارآمدیها
criticize ineptnesses
انتقاد از ناکارآمدیها
understand ineptnesses
درک ناکارآمدیها
his ineptnesses in handling the project were evident.
ناتوانی او در مدیریت پروژه آشکار بود.
despite her ineptnesses, she was determined to improve.
با وجود ناتوانیهایش، او مصمم بود که پیشرفت کند.
the team's ineptnesses led to several mistakes.
ناتوانیهای تیم منجر به چندین اشتباه شد.
his ineptnesses in communication caused misunderstandings.
ناتوانی او در برقراری ارتباط باعث سوء تفاهم شد.
we need to address our ineptnesses to succeed.
ما باید به ناتوانیهای خود رسیدگی کنیم تا موفق شویم.
her ineptnesses were overshadowed by her creativity.
ناتوانیهای او تحتالشعاع خلاقیتش قرار گرفت.
they worked hard to overcome their ineptnesses.
آنها سخت تلاش کردند تا بر ناتوانیهای خود غلبه کنند.
his ineptnesses in leadership were criticized by the board.
ناتوانیهای او در رهبری توسط هیئت مدیره مورد انتقاد قرار گرفت.
the manager's ineptnesses resulted in a loss of clients.
ناتوانیهای مدیر باعث از دست دادن مشتریان شد.
recognizing our ineptnesses is the first step to improvement.
تشخیص ناتوانیهای ما اولین قدم برای بهبود است.
display ineptnesses
نمایش ناکارآمدیها
recognize ineptnesses
تشخیص ناکارآمدیها
overcome ineptnesses
غلبه بر ناکارآمدیها
address ineptnesses
رسیدگی به ناکارآمدیها
mask ineptnesses
پوشاندن ناکارآمدیها
expose ineptnesses
افشای ناکارآمدیها
reveal ineptnesses
ظاهر کردن ناکارآمدیها
accept ineptnesses
پذیرش ناکارآمدیها
criticize ineptnesses
انتقاد از ناکارآمدیها
understand ineptnesses
درک ناکارآمدیها
his ineptnesses in handling the project were evident.
ناتوانی او در مدیریت پروژه آشکار بود.
despite her ineptnesses, she was determined to improve.
با وجود ناتوانیهایش، او مصمم بود که پیشرفت کند.
the team's ineptnesses led to several mistakes.
ناتوانیهای تیم منجر به چندین اشتباه شد.
his ineptnesses in communication caused misunderstandings.
ناتوانی او در برقراری ارتباط باعث سوء تفاهم شد.
we need to address our ineptnesses to succeed.
ما باید به ناتوانیهای خود رسیدگی کنیم تا موفق شویم.
her ineptnesses were overshadowed by her creativity.
ناتوانیهای او تحتالشعاع خلاقیتش قرار گرفت.
they worked hard to overcome their ineptnesses.
آنها سخت تلاش کردند تا بر ناتوانیهای خود غلبه کنند.
his ineptnesses in leadership were criticized by the board.
ناتوانیهای او در رهبری توسط هیئت مدیره مورد انتقاد قرار گرفت.
the manager's ineptnesses resulted in a loss of clients.
ناتوانیهای مدیر باعث از دست دادن مشتریان شد.
recognizing our ineptnesses is the first step to improvement.
تشخیص ناتوانیهای ما اولین قدم برای بهبود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید