demonstrating proficiencies
نشان دادن مهارتها
assessing proficiencies
ارزیابی مهارتها
required proficiencies
مهارتهای مورد نیاز
core proficiencies
مهارتهای اصلی
developing proficiencies
توسعه مهارتها
listing proficiencies
فهرست کردن مهارتها
key proficiencies
مهارتهای کلیدی
gaining proficiencies
کسب مهارتها
improved proficiencies
مهارتهای بهبود یافته
essential proficiencies
مهارتهای ضروری
she demonstrated strong proficiencies in data analysis and visualization.
او مهارتهای قوی در تجزیه و تحلیل دادهها و تجسمسازی نشان داد.
the candidate's proficiencies in project management were highly impressive.
مهارتهای نامزد در مدیریت پروژه بسیار چشمگیر بود.
we are seeking candidates with advanced proficiencies in multiple languages.
ما به دنبال نامزدهایی با مهارتهای پیشرفته در چندین زبان هستیم.
assessing proficiencies in software development is crucial for hiring.
ارزیابی مهارتها در توسعه نرمافزار برای استخدام بسیار مهم است.
the training program aims to enhance proficiencies in customer service.
برنامه آموزشی با هدف ارتقای مهارتها در خدمات مشتری است.
his proficiencies in financial modeling led to a promotion.
مهارتهای او در مدلسازی مالی منجر به ارتقای شغلی شد.
the report detailed the team's proficiencies in various marketing channels.
گزارش جزئیات مهارتهای تیم در کانالهای بازاریابی مختلف را شرح داد.
we need to evaluate their proficiencies in using new technologies.
ما باید مهارت آنها در استفاده از فناوریهای جدید را ارزیابی کنیم.
the job description outlined the required proficiencies for the role.
شرح شغل مهارتهای مورد نیاز برای این نقش را مشخص کرد.
improving proficiencies in communication is a key organizational goal.
بهبود مهارتها در ارتباطات یک هدف کلیدی سازمانی است.
the survey measured proficiencies in basic computer skills.
نظرسنجی مهارتها در مهارتهای پایه کامپیوتر را اندازهگیری کرد.
demonstrating proficiencies
نشان دادن مهارتها
assessing proficiencies
ارزیابی مهارتها
required proficiencies
مهارتهای مورد نیاز
core proficiencies
مهارتهای اصلی
developing proficiencies
توسعه مهارتها
listing proficiencies
فهرست کردن مهارتها
key proficiencies
مهارتهای کلیدی
gaining proficiencies
کسب مهارتها
improved proficiencies
مهارتهای بهبود یافته
essential proficiencies
مهارتهای ضروری
she demonstrated strong proficiencies in data analysis and visualization.
او مهارتهای قوی در تجزیه و تحلیل دادهها و تجسمسازی نشان داد.
the candidate's proficiencies in project management were highly impressive.
مهارتهای نامزد در مدیریت پروژه بسیار چشمگیر بود.
we are seeking candidates with advanced proficiencies in multiple languages.
ما به دنبال نامزدهایی با مهارتهای پیشرفته در چندین زبان هستیم.
assessing proficiencies in software development is crucial for hiring.
ارزیابی مهارتها در توسعه نرمافزار برای استخدام بسیار مهم است.
the training program aims to enhance proficiencies in customer service.
برنامه آموزشی با هدف ارتقای مهارتها در خدمات مشتری است.
his proficiencies in financial modeling led to a promotion.
مهارتهای او در مدلسازی مالی منجر به ارتقای شغلی شد.
the report detailed the team's proficiencies in various marketing channels.
گزارش جزئیات مهارتهای تیم در کانالهای بازاریابی مختلف را شرح داد.
we need to evaluate their proficiencies in using new technologies.
ما باید مهارت آنها در استفاده از فناوریهای جدید را ارزیابی کنیم.
the job description outlined the required proficiencies for the role.
شرح شغل مهارتهای مورد نیاز برای این نقش را مشخص کرد.
improving proficiencies in communication is a key organizational goal.
بهبود مهارتها در ارتباطات یک هدف کلیدی سازمانی است.
the survey measured proficiencies in basic computer skills.
نظرسنجی مهارتها در مهارتهای پایه کامپیوتر را اندازهگیری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید