infallibilities

[ایالات متحده]/ɪnˌfæl.ɪˈbɪl.ɪ.tiz/
[بریتانیا]/ɪnˌfæl.əˈbɪl.ɪ.tiz/

ترجمه

n. کیفیت نادرستی ناپذیری؛ ناتوانی در اشتباه بودن

عبارات و ترکیب‌ها

human infallibilities

ضعف‌های ذاتی انسان

acknowledge infallibilities

تصدیق نقایص

overcome infallibilities

غلبه بر نقایص

recognize infallibilities

تشخیص نقایص

address infallibilities

رسیدگی به نقایص

accept infallibilities

پذیرش نقایص

discuss infallibilities

بحث درباره نقایص

examine infallibilities

بررسی نقایص

analyze infallibilities

تجزیه و تحلیل نقایص

challenge infallibilities

چالش نقایص

جملات نمونه

even the greatest leaders have their infallibilities.

حتی بزرگترین رهبران نیز دارای نقص‌هایی هستند.

we should acknowledge our infallibilities to grow.

ما باید به نقص‌های خود اعتراف کنیم تا رشد کنیم.

his infallibilities were often overlooked by his supporters.

نقص‌های او اغلب توسط حامیانش نادیده گرفته می‌شد.

recognizing our infallibilities can lead to better decision-making.

تشخیص نقص‌های ما می‌تواند منجر به تصمیم‌گیری بهتر شود.

infallibilities are a part of being human.

نقص‌ها بخشی از ذات انسان هستند.

she learned to embrace her infallibilities as a strength.

او یاد گرفت که نقص‌های خود را به عنوان یک نقطه قوت بپذیرد.

his infallibilities made him more relatable to his peers.

نقص‌های او باعث شد که برای همسالانش قابل‌درک‌تر باشد.

we must accept our infallibilities if we want to improve.

ما باید نقص‌های خود را بپذیریم اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم.

her infallibilities did not define her character.

نقص‌های او شخصیت او را تعریف نکرد.

understanding our infallibilities can foster empathy.

درک نقص‌های ما می‌تواند همدلی را تقویت کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید