infestations

[ایالات متحده]/ɪnˌfɛsteɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪnˌfɛsteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (گروه‌های آفت‌ها، دزدان و غیره) عمل حمله یا حضور در تعداد زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

bed bug infestations

آفت کشک‌های تخت

pest infestations

آلودگی به آفات

rodent infestations

آلودگی به جوندگان

termite infestations

آلودگی به موریانه

ant infestations

آلودگی به مورچه‌ها

insect infestations

آلودگی به حشرات

fungal infestations

آلودگی به قارچ‌ها

infestation control

کنترل آفات

infestation treatment

درمان آفات

infestation prevention

جلوگیری از آلودگی

جملات نمونه

the apartment had severe infestations of cockroaches.

آپارتمان دچار آفت‌زده شدن شدید سوسک بود.

they called an exterminator to deal with the rat infestations.

آنها برای مقابله با آفت‌زده شدن موش‌ها با یک سم‌پاش تماس گرفتند.

infestations of bedbugs can be very difficult to eliminate.

آفت‌زده شدن شپش تخت می‌تواند بسیار دشوار باشد.

regular cleaning can help prevent infestations in your home.

تمیز کردن منظم می‌تواند به جلوگیری از آفت‌زده شدن در خانه شما کمک کند.

the farmer reported infestations of locusts in his fields.

کشاورز از آفت‌زده شدن ملخ در مزارع خود گزارش داد.

infestations of termites can cause significant damage to wood structures.

آفت‌زده شدن موریانه‌ها می‌تواند باعث آسیب جدی به سازه‌های چوبی شود.

he noticed infestations of mold in the damp corners of the basement.

او متوجه آفت‌زده شدن کپک در گوشه‌های مرطوب زیرزمین شد.

infestations can lead to health risks for residents.

آفت‌زده شدن می‌تواند منجر به خطرات سلامتی برای ساکنان شود.

the city implemented measures to control mosquito infestations.

شهر برای کنترل آفت‌زده شدن نیش‌پشه اقداماتی را اجرا کرد.

infestations of invasive species threaten local ecosystems.

آفت‌زده شدن گونه‌های مهاجم اکوسیستم‌های محلی را تهدید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید