influenzas

[ایالات متحده]/ˌɪnfluˈɛnəz/
[بریتانیا]/ˌɪnfluˈɛnəz/

ترجمه

n. (در حیواناتی مانند اسب‌ها و خوک‌ها) آنفولانزا؛ یک عفونت ویروسی که باعث بیماری‌های گسترده می‌شود؛ آنفولانزا؛ به طور معمول به عنوان آنفولانزا شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

seasonal influenzas

آنفولانزای فصلی

avian influenzas

آنفولانزای پرندگان

swine influenzas

آنفولانزای خوکی

pandemic influenzas

آنفولانزای همه‌گیر

vaccine for influenzas

واکسن برای آنفولانزا

influenza a influenzas

آنفولانزای نوع A

influenza b influenzas

آنفولانزای نوع B

common influenzas

آنفولانزای رایج

treatment for influenzas

درمان آنفولانزا

influenzas outbreak

شیوع آنفولانزا

جملات نمونه

influenza viruses can spread rapidly in crowded places.

ویروس‌های آنفولانزا می‌توانند به سرعت در مکان‌های شلوغ گسترش یابند.

vaccination is an effective way to prevent influenzas.

واکسیناسیون راه موثری برای پیشگیری از آنفولانزا است.

many people suffer from influenzas during the winter months.

بسیاری از افراد در طول ماه‌های زمستان به آنفولانزا مبتلا می‌شوند.

children are more susceptible to influenzas than adults.

کودکان بیشتر از بزرگسالان در برابر آنفولانزا آسیب‌پذیر هستند.

symptoms of influenzas include fever and body aches.

علائم آنفولانزا شامل تب و بدن‌درد است.

it is important to stay hydrated during influenzas.

هیدراته ماندن در طول آنفولانزا مهم است.

flu season often sees a rise in influenzas cases.

فصل آنفولانزا اغلب افزایش موارد آنفولانزا را نشان می‌دهد.

proper hygiene can help reduce the spread of influenzas.

بهداشت مناسب می‌تواند به کاهش انتشار آنفولانزا کمک کند.

health officials monitor influenzas outbreaks closely.

مقامات بهداشت به طور دقیق شیوع آنفولانزا را رصد می‌کنند.

rest and nutrition are vital for recovery from influenzas.

استراحت و تغذیه برای بهبودی از آنفولانزا حیاتی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید