informalize

[ایالات متحده]/ɪnˈfɔːməlaɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈfɔrməˌlaɪz/

ترجمه

v. کمتر رسمی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

informalize language

غیررسمی کردن زبان

informalize rules

غیررسمی کردن قوانین

informalize communication

غیررسمی کردن ارتباطات

informalize style

غیررسمی کردن سبک

informalize process

غیررسمی کردن فرآیند

informalize setting

غیررسمی کردن تنظیمات

informalize meeting

غیررسمی کردن جلسه

informalize approach

غیررسمی کردن رویکرد

informalize atmosphere

غیررسمی کردن فضای

informalize feedback

غیررسمی کردن بازخورد

جملات نمونه

we need to informalize our dress code for the event.

ما نیاز داریم کد لباس خود را برای رویداد غیررسمی کنیم.

it's time to informalize the meeting structure.

وقت آن رسیده ساختار جلسه را غیررسمی کنیم.

they decided to informalize their communication style.

آنها تصمیم گرفتند سبک ارتباطی خود را غیررسمی کنند.

we should informalize the rules for the game.

ما باید قوانین بازی را غیررسمی کنیم.

to connect better, we need to informalize our approach.

برای ارتباط بهتر، ما نیاز داریم رویکرد خود را غیررسمی کنیم.

she prefers to informalize her interactions with colleagues.

او ترجیح می دهد تعاملات خود را با همکاران غیررسمی کند.

let's informalize the feedback process for the project.

بیایید فرآیند بازخورد برای پروژه را غیررسمی کنیم.

the team aims to informalize their brainstorming sessions.

تیم قصد دارد جلسات بارش فکری خود را غیررسمی کند.

he suggested we informalize the training sessions.

او پیشنهاد کرد جلسات آموزشی خود را غیررسمی کنیم.

to foster creativity, we need to informalize our workspace.

برای تقویت خلاقیت، ما نیاز داریم فضای کاری خود را غیررسمی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید