informalizes

[ایالات متحده]/ɪnˈfɔːməlʌɪzɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈfɔrməˌlaɪzɪz/

ترجمه

v. غیررسمی کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

informalizes communication

غیررسمی‌سازی ارتباطات

informalizes language

غیررسمی‌سازی زبان

informalizes relationships

غیررسمی‌سازی روابط

informalizes meetings

غیررسمی‌سازی جلسات

informalizes rules

غیررسمی‌سازی قوانین

informalizes structure

غیررسمی‌سازی ساختار

informalizes interactions

غیررسمی‌سازی تعاملات

informalizes culture

غیررسمی‌سازی فرهنگ

informalizes practices

غیررسمی‌سازی روش‌ها

informalizes policies

غیررسمی‌سازی سیاست‌ها

جملات نمونه

he informalizes the conversation to make it more relaxed.

او نا formality را برای ایجاد فضایی آرام‌تر به کار می‌گیرد.

she informalizes her writing style to connect better with her audience.

او سبک نوشتاری خود را غیررسمی می‌کند تا ارتباط بهتری با مخاطبان خود برقرار کند.

the teacher informalizes the classroom rules to encourage participation.

معلم قوانین کلاس را غیررسمی می‌کند تا مشارکت را تشویق کند.

he often informalizes his meetings to foster creativity.

او اغلب جلسات خود را غیررسمی می‌کند تا خلاقیت را تقویت کند.

she informalizes her approach to make her clients feel comfortable.

او رویکرد خود را غیررسمی می‌کند تا مشتریان خود را راحت کند.

the podcast informalizes serious topics to engage listeners.

پادکست موضوعات جدی را غیررسمی می‌کند تا شنوندگان را درگیر کند.

he informalizes the presentation style to keep the audience interested.

او سبک ارائه را غیررسمی می‌کند تا مخاطبان را درگیر نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید