ingested

[ایالات متحده]/ɪnˈdʒɛstɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈdʒɛstɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته ingest

عبارات و ترکیب‌ها

ingested food

غذاهای مصرف شده

ingested substances

مواد مصرفی

ingested toxins

سموم مصرفی

ingested nutrients

مواد مغذی مصرف شده

ingested chemicals

مواد شیمیایی مصرف شده

ingested liquids

مایعات مصرف شده

ingested calories

کالری‌های مصرف شده

ingested particles

ذرات مصرف شده

ingested air

هواهای مصرف شده

ingested materials

مواد مصرف شده

جملات نمونه

the food was ingested quickly before the meeting.

غذا به سرعت قبل از جلسه مصرف شد.

he ingested a large amount of information during the lecture.

او در طول سخنرانی مقدار زیادی اطلاعات را جذب کرد.

the medicine was ingested as prescribed by the doctor.

دارو طبق تجویز پزشک مصرف شد.

she ingested the nutrients her body needed after the workout.

او مواد مغذی مورد نیاز بدنش را بعد از تمرین جذب کرد.

the toxic substance was accidentally ingested by the child.

ماده سمی به طور تصادفی توسط کودک مصرف شد.

he ingested the new knowledge eagerly during the training.

او با اشتیاق دانش جدید را در طول آموزش جذب کرد.

after the experiment, the chemicals were ingested by the organisms.

پس از آزمایش، مواد شیمیایی توسط ارگانیسم ها جذب شدند.

the athlete ingested energy gels before the race.

ورزشکار ژل های انرژی را قبل از مسابقه مصرف کرد.

she ingested the information from the book thoroughly.

او اطلاعات را از کتاب به طور کامل جذب کرد.

the food must be ingested slowly for better digestion.

غذا باید به آرامی برای گوارش بهتر مصرف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید