ingrafting

[ایالات متحده]/ɪnˈɡrɑːftɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈɡræftɪŋ/

ترجمه

vt. برای قرار دادن یک شاخه یا جوانه در یک شکاف روی گیاه پایه؛ برای پیوند زدن یا معرفی چیزی به محیطی متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

ingrafting process

فرآیند پیوند

ingrafting technique

تکنیک پیوند

ingrafting success

موفقیت پیوند

ingrafting procedure

روش پیوند

ingrafting site

محل پیوند

ingrafting donor

دهنده پیوند

ingrafting tissue

بافت پیوندی

ingrafting method

روش پیوند

ingrafting challenge

چالش پیوند

ingrafting failure

شکست پیوند

جملات نمونه

ingrafting is a common technique in horticulture.

پیوند زدن یک تکنیک رایج در باغبانی است.

they are ingrafting new varieties of plants to improve yield.

آنها در حال پیوند زدن گونه‌های جدید گیاهان برای بهبود عملکرد هستند.

understanding the process of ingrafting is essential for successful gardening.

درک فرآیند پیوند زدن برای باغبانی موفق ضروری است.

ingrafting can help in preserving endangered plant species.

پیوند زدن می‌تواند به حفظ گونه‌های گیاهی در معرض خطر کمک کند.

he is an expert in ingrafting techniques.

او در مورد تکنیک‌های پیوند زدن متخصص است.

after ingrafting, the plants need special care to thrive.

پس از پیوند زدن، گیاهان برای رشد و شکوفایی به مراقبت ویژه نیاز دارند.

ingrafting is often used to combine the best traits of different plants.

پیوند زدن اغلب برای ترکیب بهترین ویژگی‌های گیاهان مختلف استفاده می‌شود.

she learned the art of ingrafting from her grandfather.

او هنر پیوند زدن را از پدربزرگش یاد گرفت.

proper tools are necessary for successful ingrafting.

ابزارهای مناسب برای پیوند زدن موفق ضروری هستند.

ingrafting can rejuvenate old fruit trees and enhance their productivity.

پیوند زدن می‌تواند درختان میوه قدیمی را جوان کند و بهره‌وری آنها را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید