ingrains

[ایالات متحده]/ɪnˈɡreɪnz/
[بریتانیا]/ɪnˈɡreɪnz/

ترجمه

vt. چیزی را عمیقاً ریشه‌دار کردن; رنگ کردن با مواد خام
n. کیفیت ذاتی; رنگرزی الیاف خام; الیاف رنگ شده; (Ingrain) نام خانوادگی; (فرانسوی) Angrain; (اسپانیایی) Ingrain
adj. رنگ شده با مواد خام; عمیقاً ریشه‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

ingrains deeply

به شدت درونی می‌کند

ingrains culture

فرهنگ را درونی می‌کند

ingrains values

ارزش‌ها را درونی می‌کند

ingrains habits

عادت‌ها را درونی می‌کند

ingrains knowledge

دانش را درونی می‌کند

ingrains beliefs

باورها را درونی می‌کند

ingrains traditions

آد و رسوم را درونی می‌کند

ingrains skills

مهارت‌ها را درونی می‌کند

ingrains principles

اصول را درونی می‌کند

ingrains identity

هویت را درونی می‌کند

جملات نمونه

hard work ingrains discipline in students.

کار سخت انضباط را در دانش آموزان نهادینه می کند.

practicing daily ingrains good habits.

تمرین روزانه عادت های خوب را نهادینه می کند.

reading often ingrains knowledge in the mind.

مطالعه مکرر دانش را در ذهن نهادینه می کند.

positive reinforcement ingrains confidence in children.

تقویت مثبت اعتماد به نفس را در کودکان نهادینه می کند.

traditions ingrains cultural values in society.

رسوم و سنت ها ارزش های فرهنگی را در جامعه نهادینه می کند.

good leadership ingrains trust among team members.

رهبری خوب اعتماد را در بین اعضای تیم نهادینه می کند.

consistent practice ingrains skills over time.

تمرین مداوم مهارت ها را در طول زمان نهادینه می کند.

education ingrains critical thinking in students.

آموزش تفکر انتقادی را در دانش آموزان نهادینه می کند.

family values ingrains respect for others.

ارزش های خانوادگی احترام به دیگران را نهادینه می کند.

experience ingrains wisdom in decision-making.

تجربه خرد را در تصمیم گیری نهادینه می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید