embeds

[ایالات متحده]/ɪmˈbɛdz/
[بریتانیا]/ɪmˈbɛdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور محکم در یک توده اطراف قرار دادن یا تنظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

video embeds

تعبیه ویدیو

code embeds

تعبیه کد

image embeds

تعبیه تصویر

widget embeds

تعبیه ویجت

link embeds

تعبیه پیوند

audio embeds

تعبیه صوتی

content embeds

تعبیه محتوا

map embeds

تعبیه نقشه

post embeds

تعبیه پست

form embeds

تعبیه فرم

جملات نمونه

the software embeds various multimedia features.

نرم‌افزار دارای ویژگی‌های چندرسانه‌ای مختلف است.

the article embeds important links for further reading.

مقاله شامل پیوندهای مهم برای مطالعه بیشتر است.

her presentation embeds stunning visuals to engage the audience.

ارائه او شامل جلوه‌های بصری خیره‌کننده برای جذب مخاطب است.

the app embeds gps functionality for easier navigation.

برنامه دارای قابلیت GPS برای پیمایش آسان‌تر است.

the video embeds subtitles in multiple languages.

ویدیو دارای زیرنویس به زبان‌های مختلف است.

the website embeds social media links for sharing.

وب‌سایت شامل پیوندهای رسانه‌های اجتماعی برای اشتراک‌گذاری است.

the design embeds user feedback to improve usability.

طراحی شامل بازخورد کاربر برای بهبود قابلیت استفاده است.

the game embeds interactive elements to enhance playability.

بازی شامل عناصر تعاملی برای افزایش قابلیت بازی است.

the report embeds charts and graphs for better visualization.

گزارش شامل نمودارها و گراف‌ها برای تجسم بهتر است.

the course embeds practical exercises for hands-on learning.

دوره شامل تمرین‌های عملی برای یادگیری عملی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید