ingresses

[ایالات متحده]/ˈɪŋɡrɛsɪz/
[بریتانیا]/ˈɪŋɡrɛsɪz/

ترجمه

n. ورودی‌ها; حقوق ورود; حرکت به سمت داخل; برش اولیه در نجوم; نقاط ورود; واردات; نفوذ

عبارات و ترکیب‌ها

network ingresses

ورودی‌های شبکه

data ingresses

ورودی‌های داده

secure ingresses

ورودی‌های امن

cloud ingresses

ورودی‌های ابری

external ingresses

ورودی‌های خارجی

internal ingresses

ورودی‌های داخلی

http ingresses

ورودی‌های HTTP

api ingresses

ورودی‌های API

tcp ingresses

ورودی‌های TCP

service ingresses

ورودی‌های سرویس

جملات نمونه

the building has multiple ingresses for better accessibility.

ساختمان دارای چندین ورودی برای دسترسی بهتر است.

emergency ingresses are crucial during evacuations.

ورودی‌های اضطراری در هنگام تخلیه بسیار مهم هستند.

we need to ensure all ingresses are well-lit at night.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه ورودی‌ها در شب به خوبی روشن هستند.

the security team monitors all ingresses to prevent unauthorized access.

تیم امنیتی تمام ورودی‌ها را برای جلوگیری از دسترسی غیرمجاز رصد می‌کند.

regular maintenance of ingresses can prevent safety hazards.

نگهداری منظم از ورودی‌ها می‌تواند از خطرات ایمنی جلوگیری کند.

designing ingresses with ramps improves accessibility for disabled individuals.

طراحی ورودی‌ها با رمپ‌ها دسترسی را برای افراد معلول بهبود می‌بخشد.

there are designated ingresses for deliveries at the back of the building.

در پشت ساختمان ورودی‌های مشخصی برای تحویل وجود دارد.

in urban planning, ingresses should be strategically placed.

در برنامه‌ریزی شهری، ورودی‌ها باید به طور استراتژیک قرار گیرند.

fire codes require clear ingresses for emergency services.

قوانین آتش‌نشانی نیاز به ورودی‌های واضح برای خدمات اورژانس دارد.

our new design includes wider ingresses for easier movement.

طرح جدید ما شامل ورودی‌های عریض‌تر برای سهولت جابجایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید