inhumanities

[ایالات متحده]/ɪnˈhjuː.mə.nɪ.tiz/
[بریتانیا]/ɪnˈhjuː.mə.nɪ.tiz/

ترجمه

n. اعمال بی رحمی و خشونت

عبارات و ترکیب‌ها

inhumanities impact

اثرات بی‌رحمی

inhumanities behavior

رفتار بی‌رحمانه

inhumanities towards others

بی‌رحمی نسبت به دیگران

inhumanities in society

بی‌رحمی در جامعه

inhumanities and cruelty

بی‌رحمی و ستمگری

inhumanities of war

بی‌رحمی جنگ

inhumanities exposed

بی‌رحمی آشکار شده

inhumanities revealed

بی‌رحمی فاش شده

inhumanities in history

بی‌رحمی در تاریخ

inhumanities against humanity

بی‌رحمی علیه بشریت

جملات نمونه

many people are shocked by the inhumanities that occur in war.

بسیاری از مردم شوکه از بی‌رحمی‌هایی هستند که در جنگ رخ می‌دهند.

the documentary highlighted the inhumanities faced by refugees.

مستند بی‌رحمی‌هایی را که پناهندگان با آن مواجه هستند برجسته کرد.

inhumanities in the workplace can lead to severe consequences.

بی‌رحمی در محیط کار می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

we must speak out against the inhumanities of the past.

ما باید علیه بی‌رحمی‌های گذشته صحبت کنیم.

the report detailed various inhumanities committed by the regime.

گزارش به تفصیل به بی‌رحمی‌های مختلفی که توسط رژیم انجام شده بود پرداخت.

education can help prevent inhumanities in society.

آموزش می‌تواند به جلوگیری از بی‌رحمی در جامعه کمک کند.

human rights organizations fight against inhumanities worldwide.

سازمان‌های حقوق بشر در سراسر جهان با بی‌رحمی‌ها مبارزه می‌کنند.

documenting inhumanities is crucial for historical accuracy.

ثبت بی‌رحمی‌ها برای دقت تاریخی بسیار مهم است.

art can be a powerful tool to expose inhumanities.

هنر می‌تواند ابزاری قدرتمند برای افشای بی‌رحمی‌ها باشد.

we cannot ignore the inhumanities that happen every day.

ما نمی‌توانیم بی‌رحمی‌هایی را که هر روز اتفاق می‌افتند نادیده بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید