inquests

[ایالات متحده]/ˈɪnkwɛsts/
[بریتانیا]/ˈɪnkwɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تحقیقات قانونی درباره علت یک مرگ

عبارات و ترکیب‌ها

open inquests

گشایش تحقیقات

conduct inquests

انجام تحقیقات

final inquests

تحقیقات نهایی

formal inquests

تحقیقات رسمی

inquests findings

نتایج تحقیقات

inquests reports

گزارشات تحقیقات

inquests hearings

جلسات تحقیقات

inquests process

فرآیند تحقیقات

inquests procedures

روش های تحقیقات

inquests outcomes

نتایج تحقیقات

جملات نمونه

the inquests into the recent accidents revealed crucial evidence.

تحقیقات در مورد حوادث اخیر، شواهد مهمی را نشان داد.

the inquests will be held next month to determine the cause of death.

این تحقیقات ماه آینده برای تعیین علت مرگ برگزار خواهد شد.

the inquests provided a platform for families to seek justice.

این تحقیقات بستری را برای خانواده‌ها فراهم کرد تا عدالت را طلب کنند.

witnesses were called to testify during the inquests.

شهود برای شهادت در طول تحقیقات احضار شدند.

inquests can sometimes lead to changes in public policy.

تحقیقات گاهی اوقات می‌تواند منجر به تغییر در سیاست‌های عمومی شود.

the inquests were conducted by a panel of experts.

این تحقیقات توسط گروهی از متخصصان انجام شد.

families often attend inquests to hear the findings.

خانواده‌ها اغلب برای شنیدن یافته‌ها در تحقیقات شرکت می‌کنند.

inquests aim to establish the facts surrounding a death.

هدف از تحقیقات، مشخص کردن حقایق مربوط به مرگ است.

the results of the inquests were made public yesterday.

نتایج تحقیقات دیروز منتشر شد.

legal representatives often participate in inquests.

نمایندگان قانونی اغلب در تحقیقات شرکت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید