insanenesses

[ایالات متحده]/ɪnˈseɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈseɪnəsɪz/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت دیوانگی؛ جنون

عبارات و ترکیب‌ها

insanenesses abound

آشفتگی‌ها فراوان هستند

embracing insanenesses

پذیرش آشفتگی‌ها

insanenesses revealed

افشای آشفتگی‌ها

exploring insanenesses

بررسی آشفتگی‌ها

insanenesses defined

تعریف آشفتگی‌ها

insanenesses discussed

بحث در مورد آشفتگی‌ها

insanenesses examined

بررسی دقیق آشفتگی‌ها

insanenesses challenged

چالش آشفتگی‌ها

insanenesses explored

کاوش در مورد آشفتگی‌ها

insanenesses accepted

پذیرش آشفتگی‌ها

جملات نمونه

her insanenesses often lead to unexpected adventures.

جنون‌های او اغلب منجر به ماجراهای غیرمنتظره می‌شود.

we laughed at the insanenesses of the party last night.

ما به جنون‌های مهمانی دیشب خندیدیم.

his insanenesses made him a popular figure in the community.

جنون‌های او او را به چهره‌ای محبوب در جامعه تبدیل کرد.

they embraced each other's insanenesses without judgment.

آنها بدون قضاوت، جنون‌های یکدیگر را پذیرفتند.

in times of stress, her insanenesses became a coping mechanism.

در زمان‌های استرس، جنون‌های او به یک مکانیسم مقابله تبدیل شد.

his insanenesses were often misunderstood by his peers.

جنون‌های او اغلب توسط همسالانش درک نمی‌شد.

the insanenesses of the situation required quick thinking.

جنون‌های وضعیت نیاز به تفکر سریع داشت.

they shared stories of their insanenesses during the trip.

آنها در طول سفر داستان‌های مربوط به جنون‌های خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

her creativity stemmed from her unique insanenesses.

خلاقیت او از جنون‌های منحصر به فردش نشأت می‌گرفت.

his insanenesses often sparked interesting conversations.

جنون‌های او اغلب باعث ایجاد مکالمات جالب می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید