insecticides

[ایالات متحده]/ɪnˈsɛk.tɪ.saɪdz/
[بریتانیا]/ɪnˈsɛk.tɪˌsaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مواد مورد استفاده برای کشتن حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

use insecticides

استفاده از حشره‌کش‌ها

apply insecticides

اعمال حشره‌کش‌ها

insecticides resistance

مقاومت در برابر حشره‌کش‌ها

insecticides application

کاربرد حشره‌کش‌ها

organic insecticides

حشره‌کش‌های ارگانیک

chemical insecticides

حشره‌کش‌های شیمیایی

insecticides safety

ایمنی حشره‌کش‌ها

insecticides effectiveness

اثربخشی حشره‌کش‌ها

insecticides regulations

مقررات حشره‌کش‌ها

insecticides alternatives

جایگزین‌های حشره‌کش‌ها

جملات نمونه

farmers often use insecticides to protect their crops.

کشاورزان اغلب از حشره‌کش‌ها برای محافظت از محصولات خود استفاده می‌کنند.

insecticides can be harmful to beneficial insects.

حشره‌کش‌ها می‌توانند برای حشرات مفید مضر باشند.

it is important to apply insecticides at the right time.

اعمال حشره‌کش‌ها در زمان مناسب بسیار مهم است.

some insecticides are designed to target specific pests.

برخی از حشره‌کش‌ها برای هدف قرار دادن آفات خاص طراحی شده‌اند.

farmers are encouraged to use organic insecticides.

کشاورزان تشویق می‌شوند از حشره‌کش‌های ارگانیک استفاده کنند.

excessive use of insecticides can lead to environmental issues.

استفاده بیش از حد از حشره‌کش‌ها می‌تواند منجر به مشکلات زیست‌محیطی شود.

insecticides should be stored safely away from children.

حشره‌کش‌ها باید به طور ایمن دور از دسترس کودکان نگهداری شوند.

research is ongoing to develop safer insecticides.

تحقیقات برای توسعه حشره‌کش‌های ایمن‌تر ادامه دارد.

always read the label before using insecticides.

همیشه قبل از استفاده از حشره‌کش‌ها برچسب را بخوانید.

integrated pest management includes the use of insecticides.

مدیریت آفات یکپارچه شامل استفاده از حشره‌کش‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید