insolvability

[ایالات متحده]/ɪnˈsɒlvəˌbɪlɪti/
[بریتانیا]/ɪnˈsɑlvəˌbɪlɪti/

ترجمه

n. وضعیت عدم توانایی در پرداخت بدهی‌ها یا برآورده کردن تعهدات مالی
adj. ناتوان از حل یا رفع شدن

عبارات و ترکیب‌ها

financial insolvability

بیکفایتی مالی

legal insolvability

بیکفایتی قانونی

economic insolvability

بیکفایتی اقتصادی

insolvability risk

ریسک بیکفایتی

insolvability assessment

ارزیابی بیکفایتی

insolvability issue

مشکل بیکفایتی

insolvability prediction

پیش‌بینی بیکفایتی

insolvability criteria

معیارهای بیکفایتی

insolvability analysis

تحلیل بیکفایتی

perceived insolvability

بیکفایتی ادراک‌شده

جملات نمونه

the insolvability of the problem frustrated the team.

ناتوانی در حل مشکل باعث ناامیدی تیم شد.

experts debated the insolvability of the equation.

متخصصان در مورد ناتوانی در حل معادله بحث کردند.

his insolvability in the matter raised concerns.

ناتوانی او در این موضوع نگرانی ایجاد کرد.

the insolvability of the issue led to a deadlock.

ناتوانی در حل مشکل منجر به بن‌بست شد.

she argued that the insolvability of the case was evident.

او استدلال کرد که ناتوانی در حل پرونده آشکار بود.

they faced the insolvability of their financial troubles.

آنها با ناتوانی در حل مشکلات مالی خود روبرو بودند.

the insolvability of the puzzle intrigued the participants.

ناتوانی در حل معما شرکت‌کنندگان را مجذوب خود کرد.

his theory addressed the insolvability of certain mathematical problems.

نظریه او به ناتوانی در حل برخی از مسائل ریاضی پرداخت.

researchers are studying the insolvability of complex systems.

محققان در حال مطالعه ناتوانی در حل سیستم‌های پیچیده هستند.

the insolvability of the dilemma left everyone puzzled.

ناتوانی در حل این دوراهی باعث سردرگمی همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید