road impassability
عدم امکان عبور
impassability issues
مشکلات عدم امکان عبور
highway impassability
عدم امکان عبور بزرگراه
impassability warning
هشدار عدم امکان عبور
seasonal impassability
عدم امکان عبور فصلی
impassability assessment
ارزیابی عدم امکان عبور
temporary impassability
عدم امکان عبور موقت
impassability report
گزارش عدم امکان عبور
impassability conditions
شرایط عدم امکان عبور
roadway impassability
عدم امکان عبور مسیر
the impassability of the mountain road made our journey difficult.
عدم امکان عبور از جاده کوهستانی باعث دشوار شدن سفر ما شد.
due to the impassability of the river, we had to find an alternative route.
به دلیل عدم امکان عبور از رودخانه، مجبور به یافتن مسیر جایگزین شدیم.
the storm created impassability on many local roads.
طوفان باعث ایجاد ناهموار بودن در بسیاری از جادههای محلی شد.
we faced impassability when trying to cross the flooded area.
ما هنگام تلاش برای عبور از منطقه سیل زده با ناهموار بودن مواجه شدیم.
the impassability of the terrain hindered our rescue efforts.
ناهموار بودن زمین باعث اختلال در تلاشهای امدادی ما شد.
impassability in the forest made it hard to navigate.
ناهموار بودن در جنگل باعث شد که مسیریابی دشوار شود.
local authorities declared a state of emergency due to impassability.
مقامات محلی به دلیل ناهموار بودن، حالت اضطراری اعلام کردند.
the impassability of the icy roads kept many drivers at home.
ناهموار بودن جادههای یخی باعث شد بسیاری از رانندگان در خانه بمانند.
we had to turn back because of the impassability of the path.
ما مجبور به بازگشت شدیم به دلیل ناهموار بودن مسیر.
impassability can often lead to isolation in rural areas.
ناهموار بودن اغلب میتواند منجر به انزوا در مناطق روستایی شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید