intractability

[ایالات متحده]/in,træktə'biləti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دشواری در کنترل، دشوار بودن

جملات نمونه

his intractability will prove to be his downfall.

سرسختی او باعث سقوطش خواهد شد.

The intractability of the problem made it difficult to find a solution.

غیرقابل انعطاف بودن مشکل باعث شد یافتن راه حلی دشوار باشد.

The intractability of the negotiations led to a stalemate.

غیرقابل انعطاف بودن مذاکرات منجر به بن بست شد.

Dealing with the intractability of the bureaucracy can be frustrating.

رسیدگی به غیرقابل انعطاف بودن بوروکراسی می تواند خسته کننده باشد.

The intractability of his stubbornness made it hard to reason with him.

سرسختی او باعث شد با او استدلال کردن سخت باشد.

The intractability of the disease made it challenging to treat.

غیرقابل انعطاف بودن بیماری باعث شد درمان آن چالش برانگیز باشد.

The intractability of the issue required a creative approach to solve.

غیرقابل انعطاف بودن موضوع نیاز به یک رویکرد خلاقانه برای حل آن داشت.

The intractability of the customer's demands made it hard to meet their expectations.

غیرقابل انعطاف بودن خواسته‌های مشتری باعث شد برآورده کردن انتظارات آنها دشوار باشد.

The intractability of the project's scope led to delays.

غیرقابل انعطاف بودن دامنه پروژه منجر به تاخیر شد.

The intractability of the team members' conflicts hindered progress.

غیرقابل انعطاف بودن درگیری های اعضای تیم باعث ایجاد پیشرفت شد.

The intractability of the situation required a different approach.

غیرقابل انعطاف بودن وضعیت نیاز به یک رویکرد متفاوت داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید