inspissated

[ایالات متحده]/ɪnˈspɪs.eɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈspɪs.eɪ.tɪd/

ترجمه

v. زمان گذشته و مفعول گذشته inspissate

عبارات و ترکیب‌ها

inspissated fluid

سیال غلیظ شده

inspissated material

مواد غلیظ شده

inspissated substance

ماده غلیظ شده

inspissated sample

نمونه غلیظ شده

inspissated mixture

مخلوط غلیظ شده

inspissated extract

استخراج غلیظ شده

inspissated solution

راه حل غلیظ شده

inspissated residue

باقی مانده غلیظ شده

inspissated product

محصول غلیظ شده

inspissated paste

خمیر غلیظ شده

جملات نمونه

the syrup was inspissated to achieve a thicker consistency.

شیرین‌پنیر برای رسیدن به غلظت بیشتر، غلیظ شد.

inspissated fluids can be difficult to process in laboratories.

پردازش مایعات غلیظ شده در آزمایشگاه‌ها می‌تواند دشوار باشد.

the chef inspissated the sauce for a richer flavor.

سرآشپز سس را برای داشتن طعم بهتر غلیظ کرد.

inspissated substances often require special handling.

مواد غلیظ شده اغلب به رسیدگی ویژه نیاز دارند.

the scientist noted that the inspissated sample showed unusual properties.

دانشمند متوجه شد که نمونه غلیظ شده دارای ویژگی‌های غیرمعمولی است.

after several hours, the mixture became inspissated and hard to stir.

پس از چند ساعت، مخلوط غلیظ شد و به سختی هم زده می‌شد.

they used heat to inspissate the liquid for preservation.

آنها از گرما برای غلیظ کردن مایع برای حفظ آن استفاده کردند.

the inspissated cream was perfect for making desserts.

خامه غلیظ شده برای درست کردن دسرها عالی بود.

inspissated plant extracts can have concentrated medicinal properties.

استخراجات گیاهی غلیظ شده می‌توانند خواص دارویی متمرکز داشته باشند.

the inspissated paste was used in traditional medicine.

خمیر غلیظ شده در طب سنتی استفاده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید