integrally

[ایالات متحده]/'intigrəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور کامل یا اساسی، ذاتاً

جملات نمونه

Teamwork is integrally important for the success of any project.

همکاری برای موفقیت هر پروژه‌ای به شدت مهم است.

Nutrition is integrally linked to overall health and well-being.

تغذیه به طور جدال با سلامت و تندرستی کلی مرتبط است.

Physical activity is integrally connected to mental health.

فعالیت بدنی به طور جدال با سلامت روان مرتبط است.

Education and job opportunities are integrally related.

آموزش و فرصت‌های شغلی به طور جدال مرتبط هستند.

Technology is integrally intertwined with modern society.

فناوری به طور جدال با جامعه مدرن در هم تنیده شده است.

Communication skills are integrally important in building relationships.

مهارت‌های ارتباطی برای ایجاد روابط به شدت مهم هستند.

Creativity and innovation are integrally linked in the world of design.

خلاقیت و نوآوری در دنیای طراحی به طور جدال مرتبط هستند.

Cultural heritage is integrally connected to a nation's identity.

میراث فرهنگی به طور جدال با هویت یک ملت مرتبط است.

Trust is integrally important in any successful partnership.

اعتماد در هر مشارکت موفق به شدت مهم است.

Problem-solving skills are integrally necessary in the workplace.

مهارت‌های حل مسئله در محل کار به طور جدال ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید