intelligibly

[ایالات متحده]/in'telidʒəbli/
[بریتانیا]/ɪnˈt ɛləd ʒəblɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که به وضوح قابل درک باشد؛ به وضوح.

جملات نمونه

The foreigner spoke to us quite intelligibly.

آن فرد خارجی با ما به طور قابل فهم صحبت کرد.

She spoke intelligibly during the presentation.

او در طول ارائه به طور قابل فهم صحبت کرد.

It is important to communicate intelligibly in a professional setting.

ارتباط به طور قابل فهم در یک محیط حرفه ای مهم است.

He explained the complex concept intelligibly to the students.

او مفهوم پیچیده را به طور قابل فهم برای دانش آموزان توضیح داد.

The instructions were written intelligibly for all users.

دستورالعمل ها به طور قابل فهم برای همه کاربران نوشته شده است.

She always speaks intelligibly, making it easy for everyone to understand.

او همیشه به طور قابل فهم صحبت می کند و به همین دلیل برای همه فهم آن آسان است.

The professor presented the information intelligibly to the class.

پروفسور اطلاعات را به طور قابل فهم برای کلاس ارائه کرد.

The manual is laid out intelligibly, with step-by-step instructions.

دفترچه راهنما به طور قابل فهم طراحی شده است، با دستورالعمل های گام به گام.

The report needs to be written intelligibly for the stakeholders to understand.

گزارش باید به طور قابل فهم برای ذینفعان نوشته شود.

The teacher explained the math problem intelligibly to the struggling student.

معلم مسئله ریاضی را به طور قابل فهم برای دانش آموزی که مشکل داشت توضیح داد.

The software interface is designed intelligibly for user-friendly experience.

رابط کاربری نرم افزار به گونه ای طراحی شده است که برای کاربر پسند باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید