a logically valid deduction
یک استنتاج منطقی معتبر
There is no logically compelling argument to support their claims.
هیچ استدلالی منطقی و قانعکننده برای حمایت از ادعای آنها وجود ندارد.
He can logically infer that if the battery is dead then the horn will not sound.
او میتواند به طور منطقی نتیجهگیری کند که اگر باتری تمام شده باشد، بوق به صدا در نمیآید.
The total amount can be deduced logically from the figures available.
میتوان مقدار کل را به طور منطقی از ارقام موجود استنباط کرد.
It is logically impossible for one plus one to equal three.
این منطقاً غیرممکن است که یک به علاوه یک برابر با سه شود.
She logically deduced the solution to the problem.
او به طور منطقی راه حل مسئله را استنباط کرد.
The conclusion can be reached logically through a series of steps.
نتیجه گیری را می توان از طریق یک سری مراحل به طور منطقی به دست آورد.
He argued his point logically and persuasively.
او به طور منطقی و متقاعد کننده استدلال خود را مطرح کرد.
The plan was logically organized and easy to follow.
طرح به طور منطقی سازماندهی شده و دنبال کردن آن آسان بود.
By analyzing the data logically, we can find patterns and trends.
با تجزیه و تحلیل منطقی داده ها، می توانیم الگوها و روندهای آن را شناسایی کنیم.
She approached the problem logically, breaking it down into smaller parts.
او مسئله را به طور منطقی به چالش کشید و آن را به قسمت های کوچکتر تقسیم کرد.
The argument fell apart because it was not logically sound.
استدلال از هم پاشید زیرا از نظر منطقی درست نبود.
It is important to think logically when making decisions.
هنگام تصمیم گیری مهم است که به طور منطقی فکر کنید.
The scientist followed the evidence logically to reach a conclusion.
دانشمند با دنبال کردن منطقی شواهد به نتیجه ای رسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید