intemperances

[ایالات متحده]/ɪnˈtempərəns/
[بریتانیا]/ɪnˈtempərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود اعتدال؛ نوشیدن بیش از حد؛ افراط در لذت.

جملات نمونه

Intemperance is the parent of many evils.

بی‌اعتدال منشأ بسیاری از شرارت‌ها است.

His intemperance led to frequent arguments with his family.

بی‌اعتدال او منجر به بحث‌های مکرر با خانواده‌اش شد.

Intemperance in eating can lead to health problems.

بی‌اعتدال در غذا خوردن می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی شود.

The consequences of intemperance can be severe.

عواقب بی‌اعتدالی می‌تواند جدی باشد.

She struggled with intemperance in her spending habits.

او با بی‌اعتدالی در عادت‌های خرج کردنش دست و پنجه نرم می‌کرد.

His intemperance in alcohol consumption caused him to lose his job.

بی‌اعتدالی او در مصرف الکل باعث از دست دادن شغلش شد.

Intemperance often leads to regrettable decisions.

بی‌اعتدالی اغلب منجر به تصمیمات پشیمان‌کننده می‌شود.

The novel explores the theme of intemperance and its consequences.

این رمان مضمینه بی‌اعتدالی و عواقب آن را بررسی می‌کند.

She vowed to overcome her intemperance and lead a healthier lifestyle.

او قول داد بی‌اعتدالی خود را از بین ببرد و یک سبک زندگی سالم‌تر را دنبال کند.

Intemperance can damage relationships and friendships.

بی‌اعتدالی می‌تواند روابط و دوستی‌ها را تخریب کند.

He sought help to address his intemperance and addiction issues.

او به دنبال کمک برای مقابله با مشکلات بی‌اعتدالی و اعتیاد خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید