intentnesses

[ایالات متحده]/ɪnˈtɛntnəsɪz/
[بریتانیا]/ɪnˈtɛntnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت متمرکز بودن؛ تمرکز یا جدیت

عبارات و ترکیب‌ها

great intentnesses

شدت‌های بزرگ

focused intentnesses

شدت‌های متمرکز

intense intentnesses

شدت‌های شدید

shared intentnesses

شدت‌های مشترک

pure intentnesses

شدت‌های خالص

deep intentnesses

شدت‌های عمیق

mutual intentnesses

شدت‌های متقابل

collective intentnesses

شدت‌های جمعی

personal intentnesses

شدت‌های شخصی

emotional intentnesses

شدت‌های احساسی

جملات نمونه

her intentnesses during the meeting impressed everyone.

تلاش‌های او در طول جلسه همه را تحت تأثیر قرار داد.

the teacher praised the students for their intentnesses in class.

معلم از تلاش‌های دانش‌آموزان در کلاس تشکر کرد.

his intentnesses while studying helped him pass the exam.

تلاش‌های او در هنگام مطالعه به او کمک کرد تا در امتحان قبول شود.

intentnesses are crucial for achieving your goals.

تلاش‌ها برای دستیابی به اهداف شما بسیار مهم هستند.

she showed great intentnesses in her artwork.

او اشتیاق زیادی در آثار هنری خود نشان داد.

intentnesses can lead to better outcomes in projects.

تلاش‌ها می‌توانند منجر به نتایج بهتر در پروژه‌ها شوند.

his intentnesses during the presentation made a difference.

تلاش‌های او در طول ارائه تفاوت ایجاد کرد.

intentnesses in sports often lead to victory.

تلاش‌ها در ورزش اغلب منجر به پیروزی می‌شود.

her intentnesses while reading were evident to everyone.

تلاش‌های او در هنگام مطالعه برای همه آشکار بود.

intentnesses in listening can improve communication.

تلاش‌ها در هنگام گوش دادن می‌تواند ارتباطات را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید