interceding

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈsiːdɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈsiːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل مداخله به نفع کسی

عبارات و ترکیب‌ها

interceding prayer

نماز شفاعت

interceding on behalf

به نمایندگی از

interceding for others

برای دیگران شفاعت کردن

interceding role

نقش شفاعت

interceding spirit

روح شفاعت

interceding leader

رهبر شفاعت

interceding advocate

طرفدار شفاعت

interceding community

جامعه شفاعت

interceding friend

دوست شفاعت

interceding voice

صدای شفاعت

جملات نمونه

she is interceding on behalf of the children.

او در حال میانجیگری به نفع کودکان است.

the lawyer is interceding in the case to ensure justice.

وکیل برای اطمینان از عدالت در حال میانجیگری در این پرونده است.

he felt compelled to start interceding for the homeless.

او احساس کرد که برای شروع میانجیگری برای بی‌خانمان‌ها مجبور است.

the community leaders are interceding to resolve the conflict.

رهبران جامعه برای حل اختلاف در حال میانجیگری هستند.

interceding for those in need is a noble act.

میانجیگری برای کسانی که نیازمند هستند، یک عمل نجیب است.

she spent hours interceding for her friend in trouble.

او ساعت‌ها برای دوستش که در مشکل بود، میانجیگری کرد.

the pastor is interceding for the congregation during prayer.

کشیش در حال میانجیگری برای جماعت در هنگام دعا است.

they are interceding with the government for better policies.

آنها برای سیاست‌های بهتر با دولت میانجیگری می‌کنند.

interceding in disputes can help maintain peace.

میانجیگری در اختلافات می‌تواند به حفظ صلح کمک کند.

she believes in interceding for others to make a difference.

او معتقد است که برای ایجاد تفاوت، برای دیگران میانجیگری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید