intercessions

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈsɛʃənz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈsɛʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مداخله به نمایندگی از دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

prayers and intercessions

نمازها و تضرعات

intercessions for peace

تضرعات برای صلح

intercessions of saints

تضرعات برای شهدا

daily intercessions

تضرعات روزانه

intercessions in prayer

تضرعات در نماز

intercessions for healing

تضرعات برای شفای بیماری

intercessions for guidance

تضرعات برای هدایت

intercessions of leaders

تضرعات برای رهبران

intercessions during service

تضرعات در طول خدمت

spiritual intercessions

تضرعات معنوی

جملات نمونه

his intercessions were a source of comfort for the family.

میانجی‌گری‌های او منبعی از تسلی برای خانواده بود.

we often seek intercessions when facing difficult times.

ما اغلب در هنگام مواجهه با زمان‌های سخت به دنبال میانجی‌گری هستیم.

her intercessions on behalf of the community were greatly appreciated.

میانجی‌گری‌های او از طرف جامعه بسیار مورد قدردانی قرار گرفت.

intercessions can be a powerful tool in prayer.

میانجی‌گری می‌تواند ابزاری قدرتمند در دعا باشد.

many believe that intercessions can lead to miraculous outcomes.

بسیاری معتقدند که میانجی‌گری می‌تواند منجر به نتایج شگفت‌انگیز شود.

the pastor encouraged intercessions during the service.

کشیش در طول مراسم از میانجی‌گری تشویق کرد.

her heartfelt intercessions touched everyone in the room.

میانجی‌گری‌های صمیمانه او همه افراد حاضر در اتاق را تحت تأثیر قرار داد.

intercessions for peace were made at the gathering.

در گردهمایی برای صلح میانجی‌گری صورت گرفت.

he felt compelled to make intercessions for his friends.

او احساس کرد که باید برای دوستانش میانجی‌گری کند.

intercessions can bridge the gap between individuals and god.

میانجی‌گری می‌تواند شکاف بین افراد و خدا را پر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید