interlocutors

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈlɒkjʊtəz/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈlɑkjʊtɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرکت‌کنندگان در یک مکالمه

عبارات و ترکیب‌ها

engage interlocutors

درگیر کردن واسطه‌ها

active interlocutors

واسطه‌های فعال

multiple interlocutors

واسطه‌های متعدد

key interlocutors

واسطه‌های کلیدی

diverse interlocutors

واسطه‌های متنوع

potential interlocutors

واسطه‌های بالقوه

trusted interlocutors

واسطه‌های مورد اعتماد

challenging interlocutors

واسطه‌های چالش‌برانگیز

cooperative interlocutors

واسطه‌های همکاری‌کننده

supportive interlocutors

واسطه‌های پشتیبان

جملات نمونه

the interlocutors exchanged ideas during the meeting.

شرکت‌کنندگان در طول جلسه نظرات خود را رد و بدل کردند.

interlocutors often have differing perspectives.

شرکت‌کنندگان اغلب دیدگاه‌های متفاوتی دارند.

effective communication between interlocutors is essential.

ارتباط موثر بین شرکت‌کنندگان ضروری است.

the interlocutors reached a mutual understanding.

شرکت‌کنندگان به یک درک متقابل رسیدند.

interlocutors must listen actively to each other.

شرکت‌کنندگان باید به طور فعال به یکدیگر گوش دهند.

disagreements can arise between interlocutors.

اختلافات ممکن است بین شرکت‌کنندگان ایجاد شود.

interlocutors should clarify their points to avoid confusion.

شرکت‌کنندگان باید نکات خود را برای جلوگیری از سردرگمی روشن کنند.

the skills of the interlocutors greatly influence the dialogue.

مهارت‌های شرکت‌کنندگان به طور قابل توجهی بر دیالوگ تأثیر می‌گذارد.

interlocutors can build rapport through shared experiences.

شرکت‌کنندگان می‌توانند از طریق تجربیات مشترک ارتباط برقرار کنند.

respect between interlocutors fosters a positive environment.

احترام بین شرکت‌کنندگان یک محیط مثبت را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید