interloping

[ایالات متحده]/ˌɪntəˈləʊpɪŋ/
[بریتانیا]/ˌɪntərˈloʊpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در امور دیگران تداخل یا مداخله کردن; به حقوق دیگران تجاوز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

interloping guests

مهمانان مزاحم

interloping species

گونه‌های مزاحم

interloping parties

گروه‌های مزاحم

interloping interests

منافع مزاحم

interloping entities

واحدهای مزاحم

interloping influences

تاثیرات مزاحم

interloping forces

نیروهای مزاحم

interloping individuals

افراد مزاحم

interloping organizations

سازمان‌های مزاحم

interloping activities

فعالیت‌های مزاحم

جملات نمونه

interloping in someone else's business can lead to conflicts.

تداخل در امور دیگران می‌تواند منجر به درگیری شود.

the interloping guests disrupted the meeting.

مهمانان مزاحم باعث اخلال در جلسه شدند.

she felt uncomfortable with the interloping opinions during the discussion.

او در طول بحث با نظرات مداخله‌جویانه احساس ناراحتی کرد.

interloping can sometimes be seen as a form of disrespect.

تداخل گاهی اوقات می‌تواند به عنوان نوعی بی‌احترامی تلقی شود.

the interloping reporter was asked to leave the event.

از گزارشگر مزاحم خواسته شد که از محل برگزاری رویداد خارج شود.

his interloping behavior made others uncomfortable.

رفتار مداخله‌جویانه او باعث ناراحتی دیگران شد.

interloping in private matters is often frowned upon.

تداخل در امور خصوصی معمولاً مورد انتقاد قرار می‌گیرد.

the interloping party crashed the wedding.

گروه مزاحم وارد مهمانی عروسی شد.

interloping can disrupt the natural flow of conversation.

تداخل می‌تواند جریان طبیعی مکالمه را مختل کند.

they accused him of interloping in their family matters.

آنها او را به دخالت در امور خانواده‌شان متهم کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید