interning

[ایالات متحده]/ɪnˈtɜːnɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈtɜrnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری intern

عبارات و ترکیب‌ها

interning experience

تجربه کارآموزی

interning opportunity

فرصت کارآموزی

interning program

برنامه کارآموزی

interning position

موقعیت کارآموزی

interning skills

مهارت‌های کارآموزی

interning duties

وظایف کارآموزی

interning resume

رزومه کارآموزی

interning application

درخواست کارآموزی

interning project

پروژه کارآموزی

interning feedback

بازخورد کارآموزی

جملات نمونه

she is interning at a prestigious law firm this summer.

او در طول تابستان در یک شرکت حقوقی معتبر مشغول کارآموزی است.

interning abroad can provide valuable international experience.

کارآموزی در خارج از کشور می تواند تجربه بین المللی ارزشمندی را فراهم کند.

he is interning as a software developer for three months.

او به مدت سه ماه به عنوان یک توسعه دهنده نرم افزار مشغول کارآموزی است.

interning helped her build a strong professional network.

کارآموزی به او کمک کرد تا یک شبکه حرفه ای قوی ایجاد کند.

many students are interning to gain practical skills.

بسیاری از دانش آموزان برای کسب مهارت های عملی مشغول کارآموزی هستند.

interning in a startup can be an exciting experience.

کارآموزی در یک استارت آپ می تواند یک تجربه هیجان انگیز باشد.

he found interning to be a great way to learn about the industry.

او دریافت که کارآموزی راهی عالی برای یادگیری در مورد صنعت بود.

she is considering interning during her gap year.

او در نظر دارد در طول سال شکاف خود کارآموزی کند.

interning can lead to full-time job offers after graduation.

کارآموزی می تواند منجر به پیشنهاد شغل تمام وقت پس از فارغ التحصیلی شود.

he enjoyed interning because it allowed him to apply his knowledge.

او از کارآموزی لذت برد زیرا به او اجازه داد دانش خود را به کار گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید