internship

[ایالات متحده]/ˈɪntɜːnʃɪp/
[بریتانیا]/ˈɪntɜrnʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره‌ای از تجربه کاری که توسط یک سازمان برای مدت زمان محدود ارائه می‌شود؛ موقعیت یک کارآموز پزشکی

عبارات و ترکیب‌ها

summer internship

کارآموزی تابستانی

internship program

برنامه کارآموزی

paid internship

کارآموزی با حقوق

internship offer

پیشنهاد کارآموزی

internship application

درخواست کارآموزی

internship experience

تجربه کارآموزی

internship position

موقعیت کارآموزی

virtual internship

کارآموزی مجازی

internship coordinator

هماهنگ کننده کارآموزی

internship requirements

الزامات کارآموزی

جملات نمونه

i secured an internship at a leading tech company.

من یک دوره کارآموزی در یک شرکت فناوری پیشرو به دست آوردم.

her internship experience helped her land a full-time job.

تجربه کارآموزی او به او کمک کرد تا یک شغل تمام وقت به دست آورد.

internship applications are due next month.

مهلت ارسال درخواست‌های کارآموزی ماه آینده است.

many students seek internships during their summer break.

بسیاری از دانش آموزان در دوران تعطیلات تابستانی به دنبال کارآموزی هستند.

networking during your internship can lead to future opportunities.

شبکه‌سازی در طول دوره کارآموزی شما می‌تواند منجر به فرصت‌های آینده شود.

she learned valuable skills during her internship.

او مهارت‌های ارزشمندی را در طول دوره کارآموزی خود آموخت.

internship programs often provide hands-on experience.

برنامه‌های کارآموزی اغلب تجربه عملی را ارائه می‌دهند.

he received a recommendation letter after his internship.

او پس از دوره کارآموزی خود یک نامه توصیه دریافت کرد.

completing an internship is essential for my major.

تکمیل یک دوره کارآموزی برای رشته تحصیلی من ضروری است.

internships can be competitive, so apply early.

کارآموزی می‌تواند رقابتی باشد، بنابراین زود درخواست دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید