intractableness

[ایالات متحده]/ɪnˈtræktəblnəs/
[بریتانیا]/ɪnˈtræktəblnəs/

ترجمه

n. کیفیت دشوار بودن برای مدیریت یا کنترل
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

intractableness problem

مشکل غیرقابل حل

intractableness issue

مشکل غیرقابل حل

intractableness challenge

چالش غیرقابل حل

intractableness factor

عامل غیرقابل حل

intractableness nature

طبیعت غیرقابل حل

intractableness situation

وضعیت غیرقابل حل

intractableness trait

ویژگی غیرقابل حل

intractableness condition

شرایط غیرقابل حل

intractableness aspect

جنبه غیرقابل حل

intractableness response

واکنش غیرقابل حل

جملات نمونه

his intractableness made it difficult to reach a consensus.

سرسختی او باعث شد به توافق رسیدن دشوار باشد.

the intractableness of the problem required innovative solutions.

سرسختی مشکل نیازمند راه حل های نوآورانه بود.

she admired his intractableness in the face of adversity.

او از سرسختی او در برابر سختی ها تحسین کرد.

intractableness can often lead to conflict in negotiations.

سرسختی اغلب می تواند منجر به درگیری در مذاکرات شود.

the intractableness of certain issues can frustrate progress.

سرسختی مسائل خاص می تواند پیشرفت را ناامید کند.

his intractableness was both a strength and a weakness.

سرسختی او هم یک نقطه قوت و هم یک نقطه ضعف بود.

they faced the intractableness of the legal system.

آنها با سرسختی سیستم حقوقی روبرو شدند.

intractableness in leadership can hinder team dynamics.

سرسختی در رهبری می تواند باعث تضعیف پویایی گروه شود.

her intractableness in debates often left others frustrated.

سرسختی او در بحث ها اغلب باعث می شد دیگران ناامید شوند.

understanding the intractableness of human behavior is essential.

درک سرسختی رفتار انسان ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید