intrafaith

[ایالات متحده]/[ˈɪntrəfeɪθ]/
[بریتانیا]/[ˈɪntərfeɪθ]/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل تعاملات یا فعالیت‌های درون یک دین واحد.
n. مربوط به یا شامل تعاملات یا فعالیت‌های درون یک دین واحد.

عبارات و ترکیب‌ها

intrafaith dialogue

گفتگوی درون‌فرهنگی

intrafaith cooperation

همکاری درون‌فرهنگی

intrafaith understanding

درک درون‌فرهنگی

promoting intrafaith

ترویج درون‌فرهنگی

intrafaith initiatives

ابتکارات درون‌فرهنگی

intrafaith relations

روابط درون‌فرهنگی

intrafaith community

جامعه درون‌فرهنگی

intrafaith efforts

تلاش‌های درون‌فرهنگی

fostering intrafaith

تقویت درون‌فرهنگی

intrafaith solidarity

همبستگی درون‌فرهنگی

جملات نمونه

the intrafaith dialogue fostered understanding between different branches of christianity.

گفتگوی درون‌مذهبی باعث ترویج درک متقابل بین فرقه‌های مختلف مسیحیت شد.

intrafaith cooperation can strengthen a religious community's ability to address social issues.

همکاری درون‌مذهبی می‌تواند توانایی یک جامعه مذهبی برای رسیدگی به مسائل اجتماعی را تقویت کند.

intrafaith discussions often reveal shared values and common ground.

بحث‌های درون‌مذهبی اغلب ارزش‌های مشترک و زمینه‌های مشترک را آشکار می‌کنند.

promoting intrafaith harmony is crucial for peaceful coexistence.

ترویج هماهنگی درون‌مذهبی برای همزیستی مسالمت‌آمیز بسیار مهم است.

intrafaith initiatives can help bridge divides within a single faith tradition.

ابتکارات درون‌مذهبی می‌توانند به پلکانی بین شکاف‌ها در یک سنت مذهبی واحد کمک کنند.

the conference focused on intrafaith understanding and collaboration.

کنفرانس بر درک و همکاری درون‌مذهبی متمرکز بود.

intrafaith engagement can empower religious leaders to work together.

مشارکت درون‌مذهبی می‌تواند رهبران مذهبی را برای همکاری با یکدیگر توانمند کند.

a key aspect of intrafaith work is respecting diverse interpretations.

جنبه کلیدی کار درون‌مذهبی احترام به تفسیرهای مختلف است.

intrafaith dialogue provides a space for exploring theological nuances.

گفتگوی درون‌مذهبی فضایی برای بررسی ظرافت‌های الهیاتی فراهم می‌کند.

the organization supports intrafaith projects aimed at community building.

سازمان از پروژه‌های درون‌مذهبی که هدف آن‌ها ایجاد جامعه است، حمایت می‌کند.

intrafaith solidarity was demonstrated through joint charitable efforts.

همبستگی درون‌مذهبی از طریق تلاش‌های خیریه مشترک نشان داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید