intromissions

[ایالات متحده]/ˌɪntrəˈmɪʃən/
[بریتانیا]/ˌɪntrəˈmɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل وارد کردن یا ورود؛ اجازه ورود؛ مداخله یا دخالت

عبارات و ترکیب‌ها

intromission phase

فاز ورود

intromission process

فرآیند ورود

intromission period

دوره ورود

intromission stage

مرحله ورود

intromission event

رویداد ورود

intromission criteria

معیارهای ورود

intromission model

مدل ورود

intromission factors

عوامل ورود

intromission analysis

تجزیه و تحلیل ورود

intromission guidelines

دستورالعمل‌های ورود

جملات نمونه

intromission is often discussed in the context of privacy laws.

نفوذ اغلب در زمینه قوانین حریم خصوصی مورد بحث قرار می گیرد.

the intromission of new technology can disrupt traditional industries.

نفوذ فناوری جدید می تواند صنایع سنتی را مختل کند.

we must consider the intromission of external factors in our analysis.

ما باید نفوذ عوامل خارجی را در تحلیل خود در نظر بگیریم.

intromission into personal matters can lead to conflicts.

نفوذ به امور شخصی می تواند منجر به درگیری شود.

the intromission of government regulations affects business operations.

نفوذ مقررات دولتی بر فعالیت های تجاری تأثیر می گذارد.

intromission in the market can create opportunities for innovation.

نفوذ در بازار می تواند فرصت هایی برای نوآوری ایجاد کند.

her intromission into the project was unexpected but welcomed.

نفوذ او به پروژه غیرمنتظره اما مورد استقبال بود.

intromission of new ideas can enhance team performance.

نفوذ ایده های جدید می تواند عملکرد تیم را بهبود بخشد.

they discussed the intromission of foreign policies into local affairs.

آنها در مورد نفوذ سیاست های خارجی به امور محلی بحث کردند.

intromission in family issues should be avoided for harmony.

نفوذ در مسائل خانواده برای حفظ هماهنگی باید اجتناب شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید