| قسمت سوم فعل | intubated |
| زمان گذشته | intubated |
| شکل سوم شخص مفرد | intubates |
| صفت یا فعل حال استمراری | intubating |
intubate patient
بستن لوله تنفسی به بیمار
intubate immediately
بلافاصله لوله تنفسی بزنید
intubate safely
به طور ایمن لوله تنفسی بزنید
intubate properly
به طور صحیح لوله تنفسی بزنید
intubate quickly
به سرعت لوله تنفسی بزنید
intubate easily
به راحتی لوله تنفسی بزنید
intubate during surgery
در حین جراحی لوله تنفسی بزنید
intubate for anesthesia
برای بیهوشی لوله تنفسی بزنید
intubate in emergency
در شرایط اورژانسی لوله تنفسی بزنید
intubate before transport
قبل از انتقال لوله تنفسی بزنید
doctors may need to intubate patients with severe respiratory distress.
پزشکان ممکن است نیاز به لوله گذاری بیماران با مشکل تنفسی شدید داشته باشند.
the paramedics decided to intubate the unconscious patient at the scene.
پارامدیک ها تصمیم گرفتند بیمار بی هوش را در صحنه لوله گذاری کنند.
in some cases, it is necessary to intubate before surgery.
در برخی موارد، قبل از جراحی لوله گذاری ضروری است.
they had to intubate her quickly to secure her airway.
آنها مجبور شدند به سرعت لوله گذاری کنند تا راه هوایی او را ایمن کنند.
intubating a patient requires skill and precision.
لوله گذاری یک بیمار نیاز به مهارت و دقت دارد.
he was intubated in the emergency room after the accident.
او پس از حادثه در اورژانس لوله گذاری شد.
before intubating, the doctor explained the procedure to the family.
قبل از لوله گذاری، پزشک روند را برای خانواده توضیح داد.
they used a video laryngoscope to intubate the patient safely.
آنها از یک لارنگوسکوپ ویدیویی برای لوله گذاری ایمن بیمار استفاده کردند.
after intubating, the medical team monitored the patient's vital signs closely.
پس از لوله گذاری، تیم پزشکی به طور دقیق علائم حیاتی بیمار را کنترل کرد.
intubate patient
بستن لوله تنفسی به بیمار
intubate immediately
بلافاصله لوله تنفسی بزنید
intubate safely
به طور ایمن لوله تنفسی بزنید
intubate properly
به طور صحیح لوله تنفسی بزنید
intubate quickly
به سرعت لوله تنفسی بزنید
intubate easily
به راحتی لوله تنفسی بزنید
intubate during surgery
در حین جراحی لوله تنفسی بزنید
intubate for anesthesia
برای بیهوشی لوله تنفسی بزنید
intubate in emergency
در شرایط اورژانسی لوله تنفسی بزنید
intubate before transport
قبل از انتقال لوله تنفسی بزنید
doctors may need to intubate patients with severe respiratory distress.
پزشکان ممکن است نیاز به لوله گذاری بیماران با مشکل تنفسی شدید داشته باشند.
the paramedics decided to intubate the unconscious patient at the scene.
پارامدیک ها تصمیم گرفتند بیمار بی هوش را در صحنه لوله گذاری کنند.
in some cases, it is necessary to intubate before surgery.
در برخی موارد، قبل از جراحی لوله گذاری ضروری است.
they had to intubate her quickly to secure her airway.
آنها مجبور شدند به سرعت لوله گذاری کنند تا راه هوایی او را ایمن کنند.
intubating a patient requires skill and precision.
لوله گذاری یک بیمار نیاز به مهارت و دقت دارد.
he was intubated in the emergency room after the accident.
او پس از حادثه در اورژانس لوله گذاری شد.
before intubating, the doctor explained the procedure to the family.
قبل از لوله گذاری، پزشک روند را برای خانواده توضیح داد.
they used a video laryngoscope to intubate the patient safely.
آنها از یک لارنگوسکوپ ویدیویی برای لوله گذاری ایمن بیمار استفاده کردند.
after intubating, the medical team monitored the patient's vital signs closely.
پس از لوله گذاری، تیم پزشکی به طور دقیق علائم حیاتی بیمار را کنترل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید