intumescence

[ایالات متحده]/ˌɪntjʊˈmɛsəns/
[بریتانیا]/ˌɪntəˈmɛsəns/

ترجمه

n. عمل ورم یا بزرگ شدن; یک ورم یا توده غیرطبیعی; ناحیه یا تومور متورم
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

intumescence response

پاسخ الانتزیشن

intumescence therapy

درمان الانتزیشن

intumescence effect

اثر الانتزیشن

intumescence phenomenon

ظاهره الانتزیشن

intumescence measurement

اندازه گیری الانتزیشن

intumescence analysis

تجزیه و تحلیل الانتزیشن

intumescence stage

مرحله الانتزیشن

intumescence characteristics

ویژگی های الانتزیشن

intumescence assessment

ارزیابی الانتزیشن

intumescence observation

مشاهده الانتزیشن

جملات نمونه

the intumescence of the tissue indicated an allergic reaction.

ورم بافت نشان‌دهنده واکنش آلرژیک بود.

doctors often monitor intumescence in patients after surgery.

پزشکان اغلب ورم را در بیماران پس از جراحی بررسی می‌کنند.

intumescence can be a sign of inflammation in the body.

ورم می‌تواند نشانه‌ای از التهاب در بدن باشد.

the intumescence around the wound raised concerns.

ورم اطراف زخم نگرانی ایجاد کرد.

she experienced intumescence in her legs after the long flight.

او پس از پرواز طولانی، ورم در پاهايش را تجربه کرد.

intumescence is often treated with anti-inflammatory medications.

ورم اغلب با داروهای ضد التهابی درمان می‌شود.

he noticed intumescence in his fingers after the injury.

او پس از آسیب، ورم در انگشتانش را متوجه شد.

intumescence can vary in severity depending on the cause.

شدت ورم بسته به علت می‌تواند متفاوت باشد.

after the bee sting, there was significant intumescence.

پس از گزش زنبور، ورم قابل توجهی وجود داشت.

intumescence may require medical evaluation in some cases.

ورم ممکن است در برخی موارد نیاز به ارزیابی پزشکی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید