inuring

[ایالات متحده]/ɪˈnjʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈnjʊrɪŋ/

ترجمه

v. عادت دادن کسی به چیزی ناخوشایند

عبارات و ترکیب‌ها

inuring to pain

تحمل درد

inuring to hardship

تحمل سختی

inuring to stress

تحمل استرس

inuring to loss

تحمل از دست دادن

inuring to failure

تحمل شکست

inuring to danger

تحمل خطر

inuring to discomfort

تحمل ناراحتی

inuring to rejection

تحمل طرد شدن

inuring to adversity

تحمل مشکلات

inuring to criticism

تحمل انتقاد

جملات نمونه

inuring oneself to the cold can be quite challenging.

آب‌سردی را به خود عادت دادن می‌تواند بسیار چالش‌برانگیز باشد.

the training program is aimed at inuring participants to high-pressure situations.

برنامه آموزشی برای عادت دادن شرکت‌کنندگان به موقعیت‌های پرفشار طراحی شده است.

he spent years inuring himself to the harsh realities of life.

او سال‌ها خود را به واقعیت‌های سخت زندگی عادت داد.

inuring children to failure can help them build resilience.

عادت دادن کودکان به شکست می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا تاب‌آوری خود را افزایش دهند.

she found that inuring herself to criticism made her stronger.

او دریافت که عادت کردن به انتقاد باعث قوی‌تر شدن او شد.

inuring to discomfort is often necessary for personal growth.

عادت کردن به ناراحتی اغلب برای رشد شخصی ضروری است.

they believe inuring their minds to stress will improve performance.

آن‌ها معتقدند که عادت دادن ذهن به استرس باعث بهبود عملکرد خواهد شد.

inuring athletes to pain is part of their training regimen.

عادت دادن ورزشکاران به درد بخشی از برنامه آموزشی آن‌ها است.

he is inuring himself to the demands of his new job.

او در حال عادت کردن به خواسته‌های شغل جدید خود است.

inuring oneself to the rigors of travel can enhance the experience.

عادت کردن به سختی‌های سفر می‌تواند تجربه را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید