acclimating quickly
سازگار شدن سریع
the new employee is acclimating to the fast-paced work environment.
کارمند جدید در حال سازگاری با محیط کار پر سرعت است.
she's still acclimating to the changes in her life.
او هنوز در حال سازگاری با تغییرات زندگی خود است.
he's been acclimating himself to the new software.
او در حال سازگاری با نرم افزار جدید است.
the team is acclimating well to the new coach's methods.
تیم به خوبی در حال سازگاری با روش های مربی جدید است.
acclimating to a new culture can be challenging.
سازگاری با یک فرهنگ جدید می تواند چالش برانگیز باشد.
they are acclimating quickly to their new home.
آنها به سرعت در حال سازگاری با خانه جدید خود هستند.
acclimating to a new job takes time and effort.
سازگاری با یک شغل جدید زمان و تلاش می برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید