acclimating

[ایالات متحده]/əˈklɪmeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/əˌkliːm əˈteɪt̬ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vبه یک محیط یا وضعیت جدید عادت کردن.
vtبه کسی یا چیزی کمک کردن تا به یک محیط یا وضعیت جدید عادت کند.

عبارات و ترکیب‌ها

acclimating quickly

سازگار شدن سریع

جملات نمونه

the new employee is acclimating to the fast-paced work environment.

کارمند جدید در حال سازگاری با محیط کار پر سرعت است.

she's still acclimating to the changes in her life.

او هنوز در حال سازگاری با تغییرات زندگی خود است.

he's been acclimating himself to the new software.

او در حال سازگاری با نرم افزار جدید است.

the team is acclimating well to the new coach's methods.

تیم به خوبی در حال سازگاری با روش های مربی جدید است.

acclimating to a new culture can be challenging.

سازگاری با یک فرهنگ جدید می تواند چالش برانگیز باشد.

they are acclimating quickly to their new home.

آنها به سرعت در حال سازگاری با خانه جدید خود هستند.

acclimating to a new job takes time and effort.

سازگاری با یک شغل جدید زمان و تلاش می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید