invading

[ایالات متحده]/ɪnˈveɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈveɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ورود به یک مکان یا وضعیت به تعداد زیاد، معمولاً به طرز مضر؛ برای نفوذ یا تجاوز به

عبارات و ترکیب‌ها

invading army

ارتش مهاجم

invading force

نیروی مهاجم

invading species

گونه مهاجم

invading bugs

حشرات مهاجم

invading troops

نیروهای مهاجم

invading enemy

دشمن مهاجم

invading forces

نیروهای مهاجم

invading aliens

بیگانگان مهاجم

invading armies

ارتش‌های مهاجم

invading pathogens

پاتوژن‌های مهاجم

جملات نمونه

the army is invading the neighboring country.

ارتش به کشور همسایه حمله می‌کند.

we must stop the invading force before it's too late.

ما باید نیروی مهاجم را قبل از اینکه خیلی دیر شود متوقف کنیم.

invasive species are invading local ecosystems.

گونه‌های مهاجم در حال تهاجم به اکوسیستم‌های محلی هستند.

the movie depicts aliens invading earth.

در فیلم، موجودات فضایی به زمین حمله می‌کنند.

they are concerned about invading privacy with surveillance.

آنها در مورد نقض حریم خصوصی با نظارت نگران هستند.

the bacteria are invading the host's cells.

باکتری‌ها به سلول‌های میزبان حمله می‌کنند.

invading armies often disrupt local cultures.

ارتش‌های مهاجم اغلب فرهنگ‌های محلی را مختل می‌کنند.

we need to defend against invading malware.

ما باید در برابر بدافزارهای مهاجم دفاع کنیم.

the documentary explores the consequences of invading wildlife habitats.

مستند عواقب تهاجم به زیستگاه‌های حیات وحش را بررسی می‌کند.

invading forces can lead to long-term conflicts.

نیروی مهاجم می‌تواند منجر به درگیری‌های طولانی مدت شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید