invagination

[ایالات متحده]/ɪnˌvædʒɪˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ɪnˌvædʒəˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تا شدن به سمت داخل؛ حالتی که بخشی از بدن به درون خود تا می‌شود؛ ویژگی آناتومیکی که توسط چنین تا شدنی شکل می‌گیرد

عبارات و ترکیب‌ها

invagination process

فرآیند قید شدن

invagination formation

تشکیل قید

invagination site

محل قید

invagination model

مدل قید

invagination mechanism

مکانیزم قید

invagination event

واقعه قید

invagination structure

ساختار قید

invagination theory

نظریه قید

invagination occurrence

وقوع قید

invagination analysis

تجزیه و تحلیل قید

جملات نمونه

the process of invagination is crucial in embryonic development.

فرآیند تاول‌زدگی برای رشد جنینی بسیار مهم است.

invagination can lead to the formation of various tissues.

تاول‌زدگی می‌تواند منجر به تشکیل بافت‌های مختلف شود.

scientists study invagination to understand cell differentiation.

دانشمندان تاول‌زدگی را برای درک تمایز سلولی مطالعه می‌کنند.

during gastrulation, invagination occurs in many organisms.

در طول گastrulation، تاول‌زدگی در بسیاری از ارگانیسم‌ها رخ می‌دهد.

invagination is a key concept in developmental biology.

تاول‌زدگی یک مفهوم کلیدی در زیست‌شناسی رشدی است.

researchers observed invagination in sea urchin embryos.

محققان تاول‌زدگی را در جنین‌های خارپشت مشاهده کردند.

invagination helps create the gut during early development.

تاول‌زدگی به ایجاد روده در طول رشد اولیه کمک می‌کند.

understanding invagination can improve regenerative medicine.

درک تاول‌زدگی می‌تواند باعث بهبود پزشکی بازسازی‌کننده شود.

there are different types of invagination in various species.

انواع مختلفی از تاول‌زدگی در گونه‌های مختلف وجود دارد.

invagination plays a role in the structure of certain organs.

تاول‌زدگی در ساختار برخی اندام‌ها نقش دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید