concavity

[ایالات متحده]/ˌkɒnˈkæv.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌkɑːnˈkæv.ɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت فرورفتگی؛ شکل توخالی یا منحنی به سمت داخل؛ درجه فرورفتگی؛ در پزشکی، سطح فرورفته

عبارات و ترکیب‌ها

concavity test

آزمون فرورفتگی

concavity condition

شرایط فرورفتگی

concavity analysis

تجزیه و تحلیل فرورفتگی

concavity property

خاصیت فرورفتگی

concavity function

تابع فرورفتگی

concavity curve

منحنی فرورفتگی

concavity region

منطقه فرورفتگی

concavity measure

اندازه گیری فرورفتگی

concavity graph

نمودار فرورفتگی

concavity example

مثال فرورفتگی

جملات نمونه

the concavity of the bowl allows it to hold more liquid.

فرورفتگی کاسه به آن اجازه می‌دهد که مایع بیشتری را در خود جای دهد.

in mathematics, concavity refers to the curvature of a function.

در ریاضیات، مقعر بودن به انحنای یک تابع اشاره دارد.

the artist emphasized the concavity of the sculpture to create depth.

هنرمند بر فرورفتگی مجسمه تأکید کرد تا عمق ایجاد کند.

the concavity of the lens affects how light is focused.

فرورفتگی لنز بر نحوه تمرکز نور تأثیر می‌گذارد.

understanding concavity is crucial in optimization problems.

درک مقعر بودن در مسائل بهینه‌سازی بسیار مهم است.

the concavity of the graph indicates the nature of the function.

فرورفتگی نمودار نشان‌دهنده ماهیت تابع است.

engineers consider the concavity of structures for stability.

مهندسان برای اطمینان از پایداری، فرورفتگی سازه‌ها را در نظر می‌گیرند.

in design, concavity can enhance the aesthetic appeal of objects.

در طراحی، فرورفتگی می‌تواند جذابیت بصری اشیاء را افزایش دهد.

the concavity of the surface influences how it reflects light.

فرورفتگی سطح بر نحوه بازتاب نور تأثیر می‌گذارد.

he studied the concavity of the mountain range for geological research.

او فرورفتگی رشته کوه را برای تحقیقات زمین شناسی مطالعه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید