invaliding

[ایالات متحده]/ɪnˈvælɪdɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈvælɪdɪŋ/

ترجمه

n. عمل بی‌اعتبار کردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

invaliding process

فرآیند نامعتبر

invaliding request

درخواست نامعتبر

invaliding data

داده نامعتبر

invaliding certificate

گواهی‌نامه نامعتبر

invaliding token

توکن نامعتبر

invaliding session

نشست نامعتبر

invaliding account

حساب کاربری نامعتبر

invaliding policy

سیاست نامعتبر

invaliding operation

عملیات نامعتبر

invaliding user

کاربر نامعتبر

جملات نمونه

invaliding a contract can lead to legal disputes.

بی‌اعتبار کردن یک قرارداد می‌تواند منجر به اختلافات قانونی شود.

the committee is invaliding the previous decision.

کمیته در حال بی‌اعتبار کردن تصمیم قبلی است.

invaliding the warranty will void your coverage.

بی‌اعتبار کردن گارانتی باعث از بین رفتن پوشش شما خواهد شد.

they are invaliding the membership due to non-payment.

آنها به دلیل پرداخت نشدن، عضویت را بی‌اعتبار می‌کنند.

invaliding the agreement requires mutual consent.

بی‌اعتبار کردن توافق‌نامه مستلزم رضایت متقابل است.

she is concerned about invaliding her insurance policy.

او نگران بی‌اعتبار کردن بیمه‌نامه خود است.

invaliding the results could affect the entire project.

بی‌اعتبار کردن نتایج می‌تواند بر کل پروژه تأثیر بگذارد.

they are considering invaliding the election results.

آنها در حال بررسی بی‌اعتبار کردن نتایج انتخابات هستند.

invaliding a visa can have serious consequences.

بی‌اعتبار کردن ویزا می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

the judge is responsible for invaliding any improper evidence.

قاضی مسئول بی‌اعتبار کردن هرگونه مدرک نامناسب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید