nullifying

[ایالات متحده]/ˈnʌlɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnʌlɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن چیزی بی‌اعتبار یا بی‌اثر شود

عبارات و ترکیب‌ها

nullifying effect

اثر بی‌اعتبارکننده

nullifying agreement

توافق‌نامه بی‌اعتبارکننده

nullifying clause

تبصره بی‌اعتبارکننده

nullifying decision

تصمیم بی‌اعتبارکننده

nullifying factor

عامل بی‌اعتبارکننده

nullifying action

اقدام بی‌اعتبارکننده

nullifying statement

اظهارنظر بی‌اعتبارکننده

nullifying power

قدرت بی‌اعتبارکننده

nullifying rule

قانون بی‌اعتبارکننده

nullifying provision

ماده بی‌اعتبارکننده

جملات نمونه

the new law is nullifying previous regulations.

قانون جدید در حال بی‌اثر کردن مقررات قبلی است.

they are nullifying the contract due to a breach.

آنها به دلیل نقض، قرارداد را بی‌اثر می‌کنند.

nullifying the agreement will require mutual consent.

بی‌اثر کردن توافق‌نامه نیاز به توافق متقابل دارد.

her actions are nullifying the efforts of the team.

اقدامات او در حال بی‌اثر کردن تلاش‌های تیم است.

he is nullifying his previous statements with new evidence.

او با ارائه شواهد جدید، اظهارات قبلی خود را بی‌اثر می‌کند.

nullifying the vote would create a constitutional crisis.

بی‌اثر کردن رای باعث ایجاد بحران قانون اساسی خواهد شد.

the company is nullifying its warranty policy.

شرکت در حال بی‌اثر کردن سیاست گارانتی خود است.

they are nullifying the effects of the old policy.

آنها در حال بی‌اثر کردن اثرات سیاست قدیمی هستند.

nullifying the debt was a controversial decision.

بی‌اثر کردن بدهی یک تصمیم بحث‌برانگیز بود.

she is working on nullifying the negative feedback.

او در حال کار بر روی بی‌اثر کردن بازخورد منفی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید