nullifying effect
اثر بیاعتبارکننده
nullifying agreement
توافقنامه بیاعتبارکننده
nullifying clause
تبصره بیاعتبارکننده
nullifying decision
تصمیم بیاعتبارکننده
nullifying factor
عامل بیاعتبارکننده
nullifying action
اقدام بیاعتبارکننده
nullifying statement
اظهارنظر بیاعتبارکننده
nullifying power
قدرت بیاعتبارکننده
nullifying rule
قانون بیاعتبارکننده
nullifying provision
ماده بیاعتبارکننده
the new law is nullifying previous regulations.
قانون جدید در حال بیاثر کردن مقررات قبلی است.
they are nullifying the contract due to a breach.
آنها به دلیل نقض، قرارداد را بیاثر میکنند.
nullifying the agreement will require mutual consent.
بیاثر کردن توافقنامه نیاز به توافق متقابل دارد.
her actions are nullifying the efforts of the team.
اقدامات او در حال بیاثر کردن تلاشهای تیم است.
he is nullifying his previous statements with new evidence.
او با ارائه شواهد جدید، اظهارات قبلی خود را بیاثر میکند.
nullifying the vote would create a constitutional crisis.
بیاثر کردن رای باعث ایجاد بحران قانون اساسی خواهد شد.
the company is nullifying its warranty policy.
شرکت در حال بیاثر کردن سیاست گارانتی خود است.
they are nullifying the effects of the old policy.
آنها در حال بیاثر کردن اثرات سیاست قدیمی هستند.
nullifying the debt was a controversial decision.
بیاثر کردن بدهی یک تصمیم بحثبرانگیز بود.
she is working on nullifying the negative feedback.
او در حال کار بر روی بیاثر کردن بازخورد منفی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید