voiding

[ایالات متحده]/[ˈvɔɪdɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈvɔɪdɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تبدیل شدن به یا ساختن غیر مؤثر یا نامعتبر؛ عمل تخلیه روده.
v. بی‌اثر یا نامعتبر کردن چیزی؛ تخلیه روده.
adj. مربوط به یا شامل عمل تخلیه.

عبارات و ترکیب‌ها

voiding the contract

ابطال قرارداد

voiding checks

ابطال چک‌ها

voiding warranty

ابطال گارانتی

voiding action

ابطال اقدام

voiding request

ابطال درخواست

voiding order

ابطال سفارش

voiding process

ابطال فرآیند

voiding transaction

ابطال تراکنش

voiding application

ابطال درخواست

voiding agreement

ابطال توافقنامه

جملات نمونه

the patient was advised on the importance of regular voiding.

به بیمار در مورد اهمیت تخلیه منظم آدراری توصیه شد.

frequent voiding can help prevent urinary tract infections.

تخلیه مکرر می‌تواند به پیشگیری از عفونت‌های دستگاه ادراری کمک کند.

complete voiding ensures thorough bladder emptying.

تخلیه کامل، تخلیه کامل مثانه را تضمین می‌کند.

difficulty voiding can be a symptom of prostate problems.

مشکل در تخلیه می‌تواند علامتی از مشکلات پروستات باشد.

she experienced discomfort due to incomplete voiding.

او به دلیل تخلیه ناقص دچار ناراحتی شد.

the medication had no effect on his voiding pattern.

دارو تاثیری بر الگوی تخلیه او نداشت.

he was prescribed medication to aid in voiding.

دارو برای کمک به تخلیه به او تجویز شد.

pelvic floor exercises can improve voiding control.

تمرینات کف لگن می‌توانند کنترل تخلیه را بهبود بخشند.

the doctor asked about the frequency of his voiding.

پزشک در مورد دفعات تخلیه او سوال کرد.

stress and anxiety can sometimes affect voiding habits.

استرس و اضطراب گاهی اوقات می‌توانند بر عادات تخلیه تأثیر بگذارند.

proper voiding technique can reduce bladder pressure.

تکنیک تخلیه مناسب می‌تواند فشار مثانه را کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید