inventoryings

[ایالات متحده]/ˈɪnvəntriz/
[بریتانیا]/ˈɪnvəntɔːriz/

ترجمه

v. موجود فعل/شکل مصدر از "inventory"; عمل شمارش موجودی یا تهیه خلاصه ای از اقلام.

عبارات و ترکیب‌ها

during inventorying

در حین شمارش

after inventorying

پس از شمارش

before inventorying

قبل از شمارش

while inventorying

در زمان شمارش

inventorying procedure

روش شمارش

inventorying process

فرآیند شمارش

inventorying activities

فعالیت‌های شمارش

inventorying task

وظیفه شمارش

inventorying operation

عملیات شمارش

inventorying phase

مرحله شمارش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید