inviable

[ایالات متحده]/ɪnˈvaɪəbl/
[بریتانیا]/ɪnˈvaɪəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. غیرقابل زندگی یا توسعه

عبارات و ترکیب‌ها

inviable option

گزینه‌ی غیرقابل دسترس

inviable plan

برنامه‌ی غیرقابل دسترس

inviable solution

راه‌حل غیرقابل دسترس

inviable strategy

استراتژی غیرقابل دسترس

inviable candidate

نامزد غیرقابل دسترس

inviable business

کسب‌وکار غیرقابل دسترس

inviable project

پروژه غیرقابل دسترس

inviable model

مدل غیرقابل دسترس

inviable proposal

پیشنهاد غیرقابل دسترس

inviable approach

رویکرد غیرقابل دسترس

جملات نمونه

inviable solutions were quickly rejected.

راه حل‌های غیرقابل اجرا به سرعت رد شدند.

inviable options were eliminated from consideration.

گزینه‌های غیرقابل اجرا از نظر حذف شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید