invigorators

[ایالات متحده]/[ˈɪnvɪɡəreɪtəz]/
[بریتانیا]/[ˈɪnvɪɡəreɪtərz]/

ترجمه

n.افرادی یا چیزهایی که باعث نشاط می‌شوند؛ محرک‌ها؛ وسایل یا موادی که برای بازگرداندن نشاط یا انرژی استفاده می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

energy invigorators

تقویت‌کننده‌های انرژی

natural invigorators

تقویت‌کننده‌های طبیعی

morning invigorators

تقویت‌کننده‌های صبح

invigorator blend

مخلوط انرژی‌زا

invigorators work

عملکرد تقویت‌کننده‌ها

seeking invigorators

جستجوی تقویت‌کننده‌ها

powerful invigorators

تقویت‌کننده‌های قدرتمند

daily invigorators

تقویت‌کننده‌های روزانه

جملات نمونه

the invigorating aroma of freshly brewed coffee is a morning ritual for many.

بوی دلپذیر و انرژی‌بخش قهوه تازه دم، یک آیین صبحگاهی برای بسیاری از افراد است.

a brisk walk in nature can be a powerful invigorator for the mind and body.

یک پیاده‌روی سریع در طبیعت می‌تواند یک انرژی‌بخش قدرتمند برای ذهن و بدن باشد.

the team needed an invigorator to break the stalemate in the negotiations.

تیم به یک عامل انرژی‌بخش نیاز داشت تا بن‌بست در مذاکرات را بشکند.

music often serves as an emotional invigorator, lifting spirits and inspiring creativity.

موسیقی اغلب به عنوان یک انرژی‌بخش عاطفی عمل می‌کند، روحیه را بالا می‌برد و خلاقیت را الهام بخش است.

regular exercise is a fantastic invigorator for overall health and well-being.

ورزش منظم یک انرژی‌بخش فوق‌العاده برای سلامت و تندرستی کلی است.

a challenging project can be an invigorating force, pushing individuals to grow.

یک پروژه چالش‌برانگیز می‌تواند یک نیروی انرژی‌بخش باشد و افراد را به رشد و پیشرفت وادارد.

the new policy was intended to be an economic invigorator for the region.

قرار بود سیاست جدید یک عامل انرژی‌بخش اقتصادی برای منطقه باشد.

laughter is a simple yet effective invigorator, releasing endorphins and reducing stress.

خنده یک انرژی‌بخش ساده اما مؤثر است، اندورفین‌ها را آزاد می‌کند و استرس را کاهش می‌دهد.

positive feedback can be a significant invigorator for employee morale.

بازخورد مثبت می‌تواند یک عامل انرژی‌بخش مهم برای روحیه کارکنان باشد.

the vibrant colors of the artwork acted as visual invigorators for the gallery visitors.

رنگ‌های زنده آثار هنری به عنوان انرژی‌بخش‌های بصری برای بازدیدکنندگان گالری عمل می‌کردند.

a change of scenery can be a welcome invigorator, breaking the monotony of routine.

تغییر مکان می‌تواند یک انرژی‌بخش خوشایند باشد و یکنواختی روتین را بشکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید